بسم الله الرحمن الرحيم

قالَ رسولُ الله ـ صلَّي الله عليه و آله و سلَّم: اِنّي تاركٌ فيكُمُ الثّقلَينِ كتابَ اللهِ و عترتي و اهلَ بيتي ؛ فإِنَّهُما لَنْ يفْتَرِقا حَتّي يرِدَا عَلَي الْحَوضَ.

مقدمه

با عنايت به دیدگاههای رهبر کبير انقلاب و بنيان گذار جمهوري اسلامي ايران حضرت امام خميني (قدس سرّه) در موضوع حقوق شهروندی، شهرداري تهران برخود فرض دانسته است تا با ارائه فرازهایی از فرمایشات ایشان در این خصوص، سهم اندکي در اعتلای اهداف عاليه نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران داشته باشد.
بر اين اساس در اين نوشتار مختصر، برخي از مفاهيم و مصاديق مربوط به حقوق شهروندي منجمله موارد مربوط به جوانان، فقرا و مستمندان، منع تبعيض در جامعه، حقوق زنان و حقوق سياسي و اجتماعي شهروندان و... بيان گرديده است. اميد است در اين رهگذر گامي هر چند کوچک در ارائه ديدگاهي امام خميني (ره) برداشته باشيم :

در خصوص جوانان
حضرت امام (ره) در صحيفه جلد 2 صفحه 289 خطاب به جوانان چنين فرمودند:
«شما جوانان تحصيل کرده در هر جا هستيد وظيف خطيري داريد: وظيفه دفاع از اسلام که به عهده هر فرد مسلم است، وظيفه دفاع از ميهن و استقلال آن که از وظيفه حتميه اسلامي است، وظيفه شناساندن اسلام بزرگ به جوامع بشري، چه از ناحيه طرز حکومت و بسط عدالت آن و چه از ناحيه رفتار والي مسلمين با ملت، و چه از کيفيت معامله والي با بيت المال مسلمين.
شماها بايد معرفي کنيد اسلام را تا رژيمها و حکومتها بفهمند معني حکومت و پاسداري از ملت را، تا جوامع بشري بدانند اسلام چه نحو حکومتي مي خواهد، تا افکار غلطي که به واسطه عمال استعمار به جوانهاي ما تحميل شده است ، تغيير کند. بکوشيد و خود به احکام اسلام عمل کنيد و ديگران را وادار به عمل کنيد و پرده ي ضخيمي که کجروان بر چهره نوراني اسلام افکنده اند برطرف کنيد. ان شا الله تعالي خداوند به شما توفيق خواهد داد»
امام (ره) در فرازي از وصيت نامه سياسي الهي خويش فرموده اند:
«... و از جوانان، دختران و پسران، مي خواهم که استقلال و آزادي و ارزشهاي انساني را، ولو با تحمل زحمت و رنج، فداي تجملات و عشرتها و بي بند و باريها و حضور در مراکز فحشا که از طرف غرب و عمال بي وطن به شما عرضه مي شود نکنند، که آنان چنانچه تجربه نشان داده جز تباهي شما و اغفالتان از سرنوشت کشورتان و چاپيدن ذخائر شما و به بند استعمار و ننگ وابستگي کشيدنتان و مصرفي نمودن ملت وکشورتان به چيز ديگر فکر نمي کنند، و مي خواهند باين وسيله شما و امثال آن شما را عقب مانده و به اصطلاح آنان "نيمه وحشي"نگه دارند»

2)در خصوص اقشار ضعيف، فقرا و مستمندان
حضرت امام (ره) در صحيفه جلد 20 صفحه 340 و 341 در خصوص فقرا و مستمندان و ستمديدگان جامعه و اقشار زحمت کش اين چنين فرمودند:
«بزرگترين هديه و بشارت آزادي انسان از اسارت فقر و تهي دستي به شمار مي رود و بيان ين حقيقت که صاحبان مال و منال در حکومت اسلام هيچ امتياز و برتري از اين جهت بر فقرا ندارند و ابداً اولويتي به آنان تعلق نخواهد گرفت، مسلم راه شکوفايي و پرورش استعدادهاي خفته و سرکوب شده پابرهنگان را فراهم مي کند و تذکر اين مطلب که ثروتمندان هرگز به خاطر تمکن مالي خود نبايد در حکومت و حکمرانان و اداره کنندگان کشور اسلامي نفوذ کنند و مال و ثروت خود را به بهانه فخر فروشي و مباهات قرار بدهند و به فقرا و مستمندان و زحمت کشان، افکار و خواسته هاي خود را تحميل کنند، اين خود بزرگترين عامل تعاون و دخالت دادن مردم در امور و گريش آنان به اخلاق کريمه و ارزشهاي متعالي و فرار از تملق گويي ها مي گردد و حتي بعضي ثروتمندان را از اينکه تصور کنند که مال و امکاناتشان دليل اعتبار آنان در پيشگاه خداست متنبه مي کند. خلاصه کلام اينکه بيان اين واقعيت که در حکومت اسلامي بهاي بيشتر و فزونتر از آن کسي است که تقوا داشته باشد، نه ثروت و مال و قدرت و همه مديران و کارگزاران و رهبران و روحانيون نظام و حکومت عدل موظفند که با فقرا و مستمندان و پابرهنه ها بيشتر حشرو نشر و جلسه و مراوده و مرافعه و رفاقت داشته باشند تا متمکنين و مرفهين در کنار پا برهنه ها بودن و خود را در عرض آنان دانستن و قرار دادن،افتخار بزرگي است که نصيب اوليا شده و عملا به شبهات و القائات خاتمه مي دهد که بحمدالله در جمهوري اسلامي ايران، اساس ااين تفکر و بينش در حال پياده شدن است»
در اين خصوص حضرت امام (ره) در وصيت نامه خود خطاب به مستضعفان جهان بيان داشته اند:
« و شما اي مستضعفان جهان و اي كشورهاي اسلامي و مسلمانان جهان بپاخيزيد و حق را با چنگ و دندان بگيريد و از هياهوي تبليغاتي ابرقدرتها و عمّال سرسپردة آنان نترسيد؛ و حكام جنايتكار كه دسترنج شما را به دشمنان شما و اسلام عزيز تسليم ميكنند از كشور خود برانيد؛ و خود و طبقات خدمتگزار متعهد، زمام امور را به دست گيريد و همه در زير پرچم پرافتخار اسلام مجتمع، و با دشمنان اسلام و محرومان جهان به دفاع برخيزيد؛ و به سوي يك دولت اسلامي با جمهوريهاي آزاد و مستقل به پيش رويد كه با تحقق آن، همة مستكبران جهان را به جاي خود خواهيد نشاند و همة مستضعفان را به امامت و وراثت ارض خواهيد رساند. به اميد آن روز كه خداوند تعالي وعده فرموده است.»

3) در خصوص عدالت اجتماعي (منع تبعيض)
حضرت امام در صحيفه جلد 16 صفحه 443 در خصوص منع تبعيض در اسلام اينچنين فرموده اند:
«من مکرر اعلام کرده ام که در اسلام نژاد، زبان، قوميت و گروه و ناحيه مطرح نيست. تمام مسلمين – چه اهل سنت و چه شيعي – برادر و برابر و همه برخوردار از همه مزيا و حقوق اسلامي هستند. از جمله جنايتهايي که بدخواهان به اسلام مرتکب شده اند ايجاد اختلاف بين برادران سني و شيعي است. من از همه برادران اهل سنت تقاضا دارم که ااين شيعات را محکوم و شيعه سازان را به جزا ندارد. متجاوزين شديداً به جزي اعمال خود مي رسند»
از نظر امام، برخورداري از حقوق اجتماعي در جامعه براساس تابعيت کشور است و تمام شهروندان ايراني از حقوق اجتماعي برخورداراند ودر ا اين زمينه، اقليت هاي مذهبي نيز همچون مسلمانان، از اين حقوق برخورداراند. به عبارت ديگر، حقوق اجتماعي براساس مذهب، در جامعه توزيع نمي شود:
«هر ايراني حق دارد که مانند همه افراد از حقوق اجتماعي برخوردار باشد. مسلمان يا مسيحي و يا يهودي و يا مذاهب ديگر فرق ندارد.»

4)در خصوص حقوق زنان
حضرت امام خمينى (ره) در "حوزه عمومى حقوق زنان"اين چنين بيان فرموده اند:
((براى زن ابعاد مختلفه است, چـنـانچه براى مرد و براى انسان, اين ورق صورى طبيعى نازل ترين مرتبه انسان است و نـازلـتـرين مرتبه زن است و نازلترين مرتبه مرد است. لكن از همين مرتبه نازل حـركـت به سوى كمال است. انسان موجود متحرك است, از مرتبه طبيعت تا مرتبه غيب, تا فنا بر الوهيت.))
و همچنين در زمينه تساوى حقوق زنان با مردان مي فرمايند:
((اسلام نظر خـاص بـر شـمـا بـانوان دارد. اسلام در وقتى كه ظهور كرد در جزيره العرب, بانوان حـيثيت خودشان را پيش مردان از دست داده بودند; اسلام آنها را سربلند و سرافراز كـرد, اسلام آنها را با مردان مساوى كرد.))
نيز در باره تساوى زن و مـرد و حق دخالت در سرنوشت براى زنان فرموده اند:
((مـا مـى خواهيم زن به مقام والاى انسانيت برسد. زن بايد در سـرنـوشـت خـودش دخـالـت داشـته باشد.))
در مصاحبه با روزنامه هلندى دي -ولت گـرانـت، در پـاسخ به اين سوال كه مشخصات حقوق زنان در جمهورى اسلامى چه خواهد بـود؟ مـى فـرمايند:
((از حقوق انسانى، تفاوتى بين زن و مرد نيست زيرا كه هر دو انـسـانـنـد و زن حـق دخالت در سرنوشت خويش را همچون مرد دارد. بله در بعضى از مـوارد تـفـاوتـهـايـى بين زن و مرد وجود دارد كه به حيثيت انسانى آنها ارتباط نـدارد.))
((... اسلام زن را مثل مرد در همه شئون، همان طورى كه مرد در همه شـئون دخـالـت دارد, زن هم دخالت دارد، همان طورى كه مرد بايد از فساد اجتناب كـنـد، زن هـم بـايـد از فساد اجتناب كند ... زنها اختيار دارند، همان طورى كه مـردهـا اخـتيار دارند.))

5) در خصوص حقوق سياسي و اجتماعي شهروندان
حضرت امام خميني (ره) در حوزه آزادي احزاب و انجمنها و تشکيل اجتماعات اين چنين بيان فرموده اند:
«کليه شهروندان حق دارند در گروهبندي هاي مختلف سياسي، اجتماعي، صنعتي و اقتصادي شرکت کنند. جلوگيري ازاين حق مباينت آشکاري با آزادي دارد، مگر آنکه تجمع و گروه بندي، خطراتي براي نظم عمومي مستقر داشته باشد.»
«... ازاين چيز بهتر چه مي خواستيد از يک انقلاب؟ همان که ملت مي خواست، آزادي را مي خواست، حاصل است. همه الآن آزاد نشسته ايد و در همه جا آزاد مجتمع هستيد و در پنج سال پيش هيچ نمي توانستيد يک همچون اجتماعي را ايجاد کنيد. آزاديد، اين چيزي بود که ملت مي خواست و شد.»
«... جمهوري اسلامي از اول که پيروز شد، آزادي را به طور مطلق به همه طو کارهاي خود مشغول بودند و بعضي از گروه ها که ناشناخته بودند، از طرف دولت به کار گمارده شدند. ليکن به تدريج فهميده شد که اينها يا توطئه گرند يا جاسوسي مي کنند. از طرف ديگر نمي شد که انقلاب را رها کنيم. نه اسلام اجازه مي داد و نه عقل که يک دسته از عنوان دولت يا غير دولت براي سرنگوني جمهوري اسلامي سوء استفاده نموده يا جاسوسي کنند و ما ساکت باشيم .»
حضرت امام (ره) در فراز ديگري از وصيت نامه تاريخي خويش مي فرمايند:
«... و وصيت من به گروههاي مسلمان كه از روي اشتباه به غرب و احياناً به شرق تمايل نشان ميدهند و از منافقان كه اكنون خيانتشان معلوم شد گاهي طرفداري ميكردند و به مخالفانِ بدخواهان اسلام از روي خطا و اشتباه گاهي لعن ميكردند و طعن ميزدند، آن است كه بر سر اشتباه خود پافشاري نكنند و با شهامت اسلامي به خطاي خود اعتراف، و با دولت و مجلس و ملت مظلوم براي رضاي خداوند همصدا و هممسير شده و اين مستضعفان تاريخ را از شرّ مستكبران نجات دهيد.»

6) حقوق شهروندان در تعليم و تعلم و فرصتهاي برابر آموزشي
حضرت امام خميني (ره) در خصوص فرصت هاي برابر آموزشي ا اين چنين بيان فرموده اند:

«در علم و تقوا کوشش کنيد که علم به هيچ کس انحصار ندارد، علم مال همه است»
« ... تحصيل که در مورد مردان عامل مهمي بري تحرک شغلي است در مورد زنان بري تحرک صعودي، متغير سرنوشت سازي به نظر مي رسد»
«... لازم است تمام بي سوادان براي يادگيري و تمام خواهران و برادران باسواد براي ياد دادن بپا خيزند»
همچنين ايشان در فرازي از وصيت نامه سياسي الهي خويش فرموده اند:
«... و اينجانب به همة نوجوانان و جوانان در مرحلة اول، و پدران و مادران و دوستان آنها در مرحلة دوم، و به دولتمردان و روشنفكران دلسوز براي كشور در مرحلة بعد وصيت ميكنم كه در اين امر مهم كه كشورتان را از آسيب نگه ميدارد، با جان و دل كوشش كنيد و دانشگاهها را به نسل بعد بسپريد. و به همة نسلهاي مسلسل توصيه ميكنم كه براي نجات خود و كشور عزيز و اسلام ِآدم ساز، دانشگاهها را از انحراف و غرب و شرق زدگي حفظ و پاسداري كنيد و با اين عمل انساني ـ اسلامي خود دست قدرتهاي بزرگ را از كشور قطع و آنان را نااميد نماييد. خدايتان پشتيبان و نگهدار باد.»

7)در خصوص حقوق شهروندان در انتخابات آزاد
يکي از مهم ترين حقوق اساسي مردم در جامعه، حق تعيين سرنوشت است. اين حق، از جمله حقوقي است که قانون اساسي بسياري از کشورها آن را براي مردم برسميت شناخته است. از ديدگاه حضرت امام خميني (ره) حق تعيين سرنوشت از حقوق اساسي مردم مي باشد که بموجب آن، هر ملتي بايد سرنوشت خودش را خودش معين کند ايشان در ا اين خصوص بيان فرموده اند:
«همانطوري که مکرر من عرض کرده ام وسايرين هم گفته اند، انتخابات در انحصار هيچ کس نيست، نه در انحصار روحانيين است، نه در انحصار احزاب است، نه در انحصار گروهها است. انتخابات مال همه مردم است. مردم سرنوشت خودشان ، دست خودشان است و انتخاب براي تحصيل سرنوشت شما ملت است.»
از ديدگاه امام(ره)، نه تنها همه مردم داري حق راي هستند، بلکه اساس حق مشارکت و تعيين سرنوشت نيز براي همه مردم وجود دارد و تمامي اقشار مردم اعم از مرد و زن بايد در سرنوشت خود مشارکت داشته باشند ايشان در خصوص مساوات شهروندان در راي دادن بيان فرموده اند:
«... بايد همه شما در اين امر نظر داشته باشيد، در امور سياسي نظر داشته باشيد. براي اينکه امور سياسي مخصوص يک طبقه نيست، همانطوري که علم مخصوص يک طبقه نيست. همانطوري که مردها بايد در امور سياسي دخالت کنند و جامعه خودشان را حفظ کنند، زن ها هم بايد دخالت کنند و جامعه را حفظ کنند. زنها هم بايد در فعاليت ها اجتماعي و سياسي همدوش مردها باشند، البته با حفظ آن چيزي که اسلام فرموده است.»
حضرت امام (ره) در فرازي از وصيت نامه خويش بيان فرموده اند:
«و وصيت من به ملت شريف آن است كه در تمام انتخابات، چه انتخاب رئيس جمهور و چه نمايندگان مجلس شوراي اسلامي و چه انتخاب خبرگان براي تعيين شوراي رهبري يا رهبر، در صحنه باشند و اشخاصي كه انتخاب ميكنند روي ضوابطي باشد كه اعتبار ميشود.»

8)درخصوص اقليت هاي مذهبي

از نظر حضرت امام خميني (ره) اقليت هاي مذهبي در حکومت اسلامي آزادي انجام فرائض مذهبي را دارا هستند . اقليتهاي مذهبي مي توانند به طور آزادانه به اعمال مذهبي خود بپردازند. امام (ره) در آستانه پيروزي انقلاب و تشکيل حکومت اسلامي، در پاسخ به سوالي در اين باره مي فرمايند:
«تمام اقليت هاي مذهبي در حکومت اسلامي مي توانند به کليه فرائض مذهب خود آزادانه غ7عمل نمايند»
از ديدگاه امام وظيفه حکومت اسلامي حمايت از حقوق اقليتهاي مذهبي است . حکومت اسلامي بايد از حقوق آنان همچون ساير شهروندان دفاع کند. امام (ره) درباره ي روابط بين اقليتها ميفرمايد :
«اقليتهاي مذهبي نه تنها آزادند، بلکه دولت اسلامي موظف است ازحقوق آنها دفاع کند»
و نيز در جاي ديگر ميفرمايند:
«حکومت اسلامي موظف است از حقوق آنان (اقليتهاي مذهبي) به بهترين وجه حفاظت کند»
«...اسلام بيش از هر ديني و بيش از هر مسلکي به اقليتهاي مذهبي، آزادي داده است. آنان نيز بايد از حقوق طبيعي خودشان که خداوند براي همه انسانها قرار داده است، بهره مند شوند. ما به بهترين وجه از آنان نگهداري مي کنيم»
«... اسلام هميشه حافظ حقوق مشروع اقليتهاي مذهبي بوده و هست. آنان در جمهوري اسلامي آزادند و آزادنه به مسائل خود مي پردازند و در پناه حکومت اسلامي چون بقيه افراد، در اظهار عقيده آزادند»
همچنين نين ايشان در وصيت نامه سياسي الهي خويش در خصوص اقليتهاي مذهبي بيان فرموده اند:
«... و به اقليتهاي مذهبي رسمي وصيت مي کنم که از دوره ي رژيم پهلوي عبرت بگيرند و وکلاي خود را از اشخاص متعهد به مذهب خود و جمهوري اسلامي و غير وابسته به قدرتهاي جهانخوار و بدون گرايش به مکتبهاي الحادي و انحرافي و التقاطي انتخاب نمايند.»
«اسلام هميشه حافظ حقوق مشروع اقليتهاي مذهبي بوده و هست. آنان در جمهوري اسلامي آزادند و آزادنه به مسائل خود مي پردازند و در پناه حکومت اسلامي چون بقيه افراد، در اظهار عقيده آزادند»

9) در خصوص آزادي بيان
"آزادي" يکي از مفاهيم اساسي است که حضرت امام خميني (ره) با توجه به ديدگاه خواص خود درباره جهان و انسان به آن باور داشته و بر اين اساس آزادي جايگاه والايي در انديشه امام پيدا مي کند تا جايي که آنرا يکي از بزرگترين نعمت ها مي دانند ايشان در مورد آزادي بيان داشته اند:
«قانون اساسي مي گويد ملتها بايد آزاد باشند، ملت ايران بايد مردمش آزاد باشند، مطبوعات بايد آزاد باشد، هيچکس حق ندارد جلوي قلم را بگيرد.»

و نيز در جاي ديگر مي فرمايند:
« اين ملت آزاد است به حسب قانون اساسي، به حسب شرع ملت آزاد است. قانون اساسي ملت را آزاد کرده»
ايشان در خصوص آزادي بيان که فراتر از انديشه و عقيده است و از حقوق اساسي است و در بسياري از جوامع به رسميت شناخته شده ا اين چنين فرموده اند:
«آنچه در آزادي بيان اهميت بسيار دارد تشخيص حدود آن است. توهين و افتراء، شکستن حريم خلوت و تنهايي افراد، تجاوز به حقوق ديگران، افشاء اسرار دولتي، انتشارنوشته ها و صور قبيح و کفر و ناسزاگويي به مقدسات و تجاوز به حقوق اقليتها، نمونه هايي از تعدي به حقوق جامعه است»
«... بيان همه چيز آزاد است. چيزهايي آزاد نيست که مضر به حال ملت ما باشد»
ايشان در فرازي از وصيت نامه الهي سياسي خود مي فرمايند:
«... و بايد همه بدانيم كه آزادي به شكل غربي آن، كه موجب تباهي جوانان و دختران و پسران ميشود، از نظر اسلام و عقل محكوم است. و تبليغات و مقالات و سخنرانيها و كتب و مجلات برخلاف اسلام و عفت عمومي و مصالح كشور حرام است و بر همة ما و همة مسلمانان جلوگيري از آنها واجب است. و از آزاديهاي مخرب بايد جلوگيري شود. و از آنچه در نظر شرع حرام و آنچه برخلاف مسير ملت و كشور اسلامي و مخالف با حيثيت جمهوري اسلامي است به طور قاطع اگر جلوگيري نشود، همه مسئول ميباشند.

10) توصيه به دولتمردان بر حفظ حقوق شهروندي
حضرت امام خميني (ره) در خصوص رعايت شئونات و حفظ حقوق شهروندي به دولتمردان و توصيه نموده اند:
«... و به مجلس و دولت و دستاندركاران توصيه مينمايم كه قدر اين ملت را بدانيد و در خدمتگزاري به آنان خصوصاً مستضعفان و محرومان و ستمديدگان كه نور چشمان ما و اولياي نعم همه هستند و جمهوري اسلامي ره آورد آنان و با فداكاريهاي آنان تحقق پيدا كرد و بقاي آن نيز مرهون خدمات آنان است، فروگذار نكنيد و خود را از مردم و آنان را از خود بدانيد و حكومتهاي طاغوتي را كه چپاولگراني بيفرهنگ و زورگوياني تهي مغز بودند و هستند را هميشه محكوم نماييد، البته با اعمال انساني كه شايسته براي يك حكومت اسلامي است»
« صد آهنين ملت خللي حاصل نخواهد شد که خدمت گزاران بالا و والاتر در خدمتند، والله نگهدار اين ملت و مظلومان جهان است

+ نوشته شده در  شنبه بیستم مهر ۱۳۹۲ساعت 4:8  توسط دکترمحمد علي هالو  | 

مقدمه
شهروندی: از جمله مفاهیم نو پدیدی است که به طور ویژه‌ای به برابری و عدالت توجه دارد و در نظریات اجتماعی، سیاسی و حقوقی جایگاه ویژه‌ای پیدا کرده است. مقوله «شهروندی» وقتی تحقق می‌یابد که همه افراد یک جامعه از کلیه حقوق مدنی و سیاسی برخوردار باشند و همچنین به فرصت‌های مورد نظر زندگی از حیث اقتصادی و اجتماعی دسترسی آسان داشته باشند. ضمن اینکه شهروندان به عنوان اعضای یک جامعه در حوزه‌های مختلف مشارکت دارند و در برابر حقوقی که دارند، مسئولیت‌هایی را نیز در راستای اداره بهتر جامعه و ایجاد نظم بر عهده می‌گیرند، و شناخت این حقوق و تکالیف نقش مؤثری در ارتقاء شهروندی و ایجاد جامعه‌ای بر اساس نظم و عدالت دارد. اسلام به عنوان یک دین فراگیر که به همه ابعاد زندگی بشر توجه نموده است، دستورات صریح و شفافی برای روابط اجتماعی انسان‌ها دارد و نه تنها به کمال معنوی انسان‌ها توجه نموده است بلکه به چگونگی ساختن جامعه‌ای نمونه نیز توجه دارد. از جمله مسائل مهم حقوق شهروندی در اسلام توجه به کرامت انسانها به عنوان اشرف مخلوقات، ارزش حیات و زندگی افراد، برابری بدون توجه به نژاد، رنگ، پوست و ...، هدفمند نمودن خلفت انسانها و بیهوده نبودن زندگی انسان می‌باشد.

اول: سیر تاریخی طرح حقوق شهروندی
اعلامیه حقوق بشر و شهروندی سال 1789 م و قانون اساسی 1791 م کشور فرانسه که جایگاه برجسته‌ای در تحولات قرن هجدهم به خود اختصاص داده‌اند، در پی ریزی حاکمیت ملی و انتقال قدرت تصمیم گیری از «پادشاه» به «شهروندان» نقطه عطف به شمار می‌روند. در حقیقت در پرتو نگاه جدید به مفهوم حاکمیت، «رعایا» به مقام «شهروندی» ارتقاء پیدا کرده‌اند و در کنار تعهدات و وظایف از حقوق اجتماعی قابل حمایت بهره‌مند می‌شوند. از این رو قرن هیجدهم میلادی نقش غیرقابل انکاری در عبور «جامعه اقتداگرا» به «جامعه قانونگرا» ایفا می‌کند که از درون آن «جمهوری سوم فرانسه» سر بیرون می‌آورد. بعدها در مقدمه قانون اساسی سال 1958 م فرانسه که آغاز دوره جمهوری پنجم فرانسه است، به طور رسمی پیوستگی خود را به «حقوق بشر» اعلام می‌کند. از سوی دیگر، مجمع عمومی سازمان ملل متحد در تاریخ 10 دسامبر 1948 م اعلامیه حقوق بشر را پذیرفت. اعضای شورای اروپا، چهارم نوامبر 1950 کنوانسیون حفاظت از حقوق بشر و آزادی‌های بنیادین را تصویب کردند. رفته رفته مفهوم «آزادی عمومی» هم به عنوان مطالبات شهروندان در برابر قوای عمومی قد علم کرده و با مجموعه «حقوق بشری» در هم آمیخت. از دل مفهوم «آزادی» عناصر کوچکتر و فرعی‌تری زاده شدند. از جمله آنها آزادی سیاسی، آزادی مطبوعات، آزادی تجمعات، آزادی دینی، آزادی آموزش و ... می‌باشد. گرچه خود آزادی در این مقاطع تاریخی اوج و حضیضی را تجربه کرد، لیکن این امر مانع از این نشد که «حقوق شهروندی» در اروپا رفته رفته جا باز نکرده و وارد ادبیات حقوقی نگردد.

دوم: ایده حقوق شهروندی
«شهروندی» (citizenship) مفهوم جذابی است و عموم مردم در جامعه مدرن از آن بهره می‌برند. گروه‌های فکری و سیاسی نیز همواره تلاش دارند از زبان شهروندی برای حمایت از سیاست‌های خود بهره‌برداری کنند.
لیبرال‌های اروپائی بدین دلیل «شهروندی» را ارزشمند می‌دانند که با اعطای حقوق، فضای لازم را به فرد می‌دهد تا فارغ از هرگونه دخالت، منافع خود را دنبال کند و در وجه اساسی نیز در شکل دادن به نهادهای حکومتی عمومی دستی داشته باشند. بنابراین «شهروندی» به عنوان یک ایده از جذابیت زیادی برخوردار است. از اواخر دهه 1980 م متفکران اروپائی (جناح چپ) «شهروندی» را به عنوان یک ایده بالقوه رادیکال پذیرفتند. در حالی که در گذشته نگرش کلی پیروان تفکران چپ و مادکیستی درمورد «شهروندی» بالسوء ظن همراه بود. آن‌ها شهروندی را نه راه حل برای بی‌عدالتی‌های سرمایه‌داری بلکه بخشی از خود مشکل به حساب می‌آورند. در واقع در نظر آنها «حقوق شهروندی» به یک منطق سرمایه‌داران آغشته شده است.
شکست کمونیزم کاهش ساماندهی طبقاتی و فهم این مطلب که در جوامع ناهمگون و گوناگون، نمی‌توان همه بی‌عدالتی‌ها را به اقتصاد نسبت داد، باعث شد تا بسیاری از سوسیالیست‌ها در انکار مفهوم «شهروندی» و تبع آن «حقوق شهروندی» تجدید نظر کنند.
هرچند این اتفاق نظر دارد که «شهروندی» چیز بسیار مطلوبی است اما در این مورد توافق بسیار اندکی وجود دارد که موقعیت شهروندی باید متضمن چه چیزی باشد. چه نوع جامعه‌ای به بهترین وجهی «شهروندی» و به تبع آن «حقوق شهروندی» را ارتقاء می‌بخشد. در فقدان یک ایده واحد از دامنه «مفهوم حقوق شهروندی»، جوامع بشری در سیر تحولی خودناگزیر شده‌اند حداقل حقوق را به عنوان کف مطالبات حق شهروندی بپذیرند و هر جامعه‌ای به اقتضاء خود تلاش کند تا این مطالب را هرچه بیشتر و با گسترش کمی و کیفی به نقطه مطلوب برساند.

سوم: مفهوم شهروندی
برای اینکه «شهروندی» دارای مفهوم و جوهره واقعی باشد، شهروندان باید بر مبنای معیارهای عینی و شفاف مورد قضاوت قرارگیرند. لذا «شهروندی» در ابتدا خودش یک قواست و در ادامه زاینده حقوق متعدد دیگری برای شهروند می‌باشد.
از این رو «شهروندی» توانائی افراد را برای قضاوت در مورد زندگی خودشان تصدیق می‌کند و زندگی آنها از پیش به وسیله نژاد، مذهب، طبقه، جنسیت و یا صرفاً از روی یکی از هویت‌شان تعیین نمی‌شود.
موقعیت شهروند به یک حس عضویت داشتن در یک جامعه گسترده دلالت دارد. این موقعیت، کمکی را که یک فرد خاص به آن جامعه می‌کند، می‌پذیرد و به او استقلال می‌دهد. این استقلال در مجموعه‌ای از حقوق انعکاس پیدا می‌کند که هر چند از نظر محتوی در زمان‌ها و مکان‌های مختلف متفاوت‌اند لیکن، همیشه بر پذیرش کارگذاری و فاعلیت سیاسی دارندگان آن حقوق دخالت دارند.
بنابراین، ویژگی کلیدی کلمه «شهروندی» که آن را از «تابعیت» صرف متمایز می‌کند وجود یک اخلاق مشارکت است. به این لحاظ از آنجا که «شهروندی» در مورد روابط انسانی یک تعریف ساده و ایستا را که برای همه جوامع در همه زمان‌ها به کار رود برنمی‌تابد.
لیکن، می‌توان گفت که شهروندی «موقعیتی است که فرد با برخورداری از آن می‌تواند در یک جامعه سیاسی، اخلاقی شده و زندگی خود را بر اساس وابستگی‌های متقابل و بر اساس موازین و تعادل حقوق و مسئولیت‌های اجتماعی ساماندهی کند».

چهارم: حقوق شهری و شهروندی
1- تعریف «حقوق شهروندی»:
«حقوق شهروندی» مجموعه حقوقی است برای اتباع کشور در رابطه با مؤسسات عمومی مانند: حقوق اساسی، حق استخدام شدن، حق انتخاب کردن و انتخاب شدن، حق گواهی دادن در مراجع رسمی، حق داوری و مصدق واقع شدن؛ بنابراین واژه مذکور از حقوق سیاسی است.
در کشور ما مسلمان بودن شرط برخورداری از حقوق شهروندی نیست. در واقع حق شهروندی به اعتبار تابعیت برقرار می‌شود. بنابراین این تعریف واقعیت است که «حقوق شهروندی» یک مفهوم نسبتاً وسیعی است که شامل حقوق سیاسی و غیرسیاسی (حقوق مدنی و بهره مندی‌های فردی و اجتماعی که دارای صبغه سیاسی نیستند) می‌باشد. از این رو می‌توان گفت که «حقوق شهروندی» شامل هر سه نسل حقوق بشری که در سطح دکترین مطرح شده‌اند می‌باشند. این سه نسل شامل حقوق مدنی و سیاسی، اقتصادی و اجتماعی و حقوق همبستگی می‌باشند.
از طرف دیگر، در برخی از متون حقوقی یک تعریف موسعی از «شهروندی» مورد قبول واقع شده است. فی المثل: «مطابق قانون اساسی 1791 م فرانسه، «شهروندان» کسانی هستند که نه فقط در فرانسه از یک پدر فرانسوی و یا از یک پدر خارجی متولد شده‌اند، یا در خارج از کشور از یک پدر فرانسوی زاده شده‌اند، بلکه آنهایی را هم که در خارج از کشور، از والدین خارجی متولد شده‌اند و به مدت حداقل 5 سال مقیم فرانسه بوده و در اینجا کار می‌کنند و یا صاحب املاک هستند و یا همسر فرانسوی دارند شامل می‌شود.
قانون اساسی 1793 م فرانسه، تعریف وسیع‌تری را ارائه می‌کند که به موجب آن یک سال سکونت در فرانسه کافی است. به موجب این قانون، عناوین دیگری نیز پذیرفته شدند. به این توضیح که به رغم این قانون، «شهروند» آن کسی است که یک کودک را قبول می‌کند، یا شخصی مسنی را تغذیه و یا تمام خارجیانی که توسط هیئت قانونگذاری تأیید می‌شوند که به خوبی شایستگی بشریت را دارا می‌باشند.

2- تعریف حقوق شهری
در عصر حاضر، «شهرنشینی» به عنوان یک پدیده اجتماعی، یکی از ضروریات زندگی محسوب می‌شود. شهروندان عموماً با سلایق و انگیزه‌های مختلف در جامعه شهری به فعالیت می‌پردازند. عده‌ای برای کسب و کار، گروهی برای پر کردن اوقات فراغت و گروهی دیگر برای آموختن مهارت‌های فردی و جمعی و ... .
از این رو، زندگی اجتماعی مستلزم وجود روابط حقوقی بین افراد و گروه‌های مختلف جامعه می‌باشد و این روابط اجتماعی می‌بایست تحت نظم و قاعده‌ای درآید. چه آنکه، در صورت عدم وجود نظم و ضوابط در جامعه، زور، اجحاف و تزویر بر روابط بین افراد حاکم شده و این موضوع موجب ایجاد هرج و مرج و نابسامانی خواهد شد.
فلذا، دولت‌ها و نهادهای عمومی با تعیین و تدوین قواعد و مقررات مربوطه، سیاست خاصی را در جهت تنظیم این روابط در پیش گرفته‌اند.
اصولاً «حقوق شهروندی» را می‌توان مجموعه قواعدی که بر روابط اشخاص در جامعه شهری حکومت می‌کند تعریف نمود. از این رو، «حقوق شهری» که موضوع آن چگونگی روابط مردم شهر، حقوق و تکالیف آنان در برابر یکدیگر و همچنین در برابر جامعه و اصول و هدف ما و وظایف و روش انجام آن است را می‌توان به عنوان اصولی بدانیم که منشعب از حقوق اساسی کشور است.

3- منابع حقوق شهری
اصلی‌ترین بحث در حیطه حقوق شهری، آشنایی شهروندان با قوانین و مقررات مورد عمل و جاری است. قانون اساسی مهمترین قانونی که اصول اساسی حقوق یک دولت در آن تبیین شده است و تشکیلات و روابط بین قوای مختلف و قدرت‌های عمومی و ... را بیان می‌نماید، متضمن قواعد کلی در خصوص جنبه‌های حمایتی و پیگیرانه از حقوق شهروندی است.
همچنین قوانین و مقرراتی که توسط قوه مقننه وضع و به تصویب می‌رسد منجمله قانون مدنی، تجارت، مجازات اسلامی، کار، بیمه و بالاخره مقررات، آیین نامه‌ها، بخشنامه‌ها و حتی تصمیمات قضایی که شهر، شهرنشینی و شهروندان را به نحوی تحت تأثیر قرار می‌دهند، دائر مدار و قوام بخش «محیط حقوقی» در جامعه شهری می‌باشند.
الف) قوانین و مقررات پیشگیرانه (بازدارنده):
منظور قوانین و مقرراتی است که توسط مقام صلاحیت دار وضع شده است و هدف آن پیشگیری از وقوع جرائم یا تخلفات و یا ممنوعیت انجام برخی از فعالیت‌ها و یا اقدامات در جامعه است. به عنوان مثال: در خصوص «منع تبعیض» اصل 19 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران مقرر می‌دارد: «مردم ایران از هر قوم و قبیله که باشند از حقوق مساوی برخوردارند».
ب) قوانین حمایتی:
منظور قوانین و مقرراتی است که توسط مقام صلاحیت دار به منظور ایجاد شرایط مناسب برای توسعه و گسترش فعالیت‌های اجتماعی و حمایت از شهروندان وضع شده است. به عنوان مثال: بند 3 از اصل سوم قانون اساسی ج. ا. ا مقرر داشته است: «دولت جمهوری اسلامی ایران موظف است برای نیل به اهداف مذکور در اصل دوم، همه امکانات خود را برای امور زیر به کار برد:

آموزش و پرورش و تربیت بدنی رایگان برای همه، در تمام سطوح و تسهیل و تعلیم آموزش عالی».
ج) قوانین تنبیهی:
با توجه به ماهیت انجام فعالیت‌های اجتماعی در شهر و احتمال بروز حوادث و وقایع مختلف، قوانین و مقررات خاصی برای کنترل این حوادث (اعم از وقوع جرائم، شبه جرائم و تخلفات) وضع شده است. «قانون مجازات اسلامی» را به عنوان یکی از اصلی‌ترین قوانین در این حوزه می‌توان نام برد..

پنجم: مسئولیت‌های متقابل مدیریت شهری و شهروندان
1- مسئولیت قانونی شهروندان
وجود وظیفه در انجام یا خودداری از عملی که خود این وظیفه ممکن است در اثر مقررات قانونی و ... روابط اجتماعی بوجود آمده باشد و همچنین اطلاع شهروندان از وظیفه و توانائی آنان در انجام وظیفه از شرایط ضروری در تحقق مسئولیت به شمار می‌آیند.
فعالیت‌های اجتماعی نیز همواره با وقایع و حوادث گوناگونی روبرو بوده است و بدین شکل، نوع و تنوع این فعالیت‌ها تأثیر فراوانی در مسئولیت شهروندان خواهد داشت. لیکن، تا قبل از بررسی مسئولیت‌های شهروندان، ضرورتاً می‌بایست به اصل اساسی که وثیقه حقوق شهروندی است اشاره کرد:
الف) اصل برائت شهروندان است:
«برائت»، از نظر لغوی به معنای بیزاری، بیزار شدن و در اصطلاح حقوقی «اصل برائت» عبارتست از: «آزاد بودن انسان از تحمیلات و تکلیفات و تعهدات و واجبات، مگر در مورد مصرحات قانون لازم الاتباع» کنوانسیون اروپائی حقوق بشر در بند 2 ماده 6 در تعریف اصل برائت اعلام داشته است: «هر فردی که مورد اتهامی قرار گیرد، بی‌گناه فرض می‌شود مگر اینکه مجرمیت او به طریق قانونی ثابت گردد».
بنابراین، به استنان ظن نباید تحمیل تعهد کرد که ظن در شرع حجّت نیست.
قاعده فقهی «اَلبَیِّنَهُ عَلَی المُدَّعی وَالیَمینَ عَلی مِن انکر» و همچنین اصل 37 قانون اساسی ج.ا.ا. نیز مقرر می‌دارد: «اصل برائت است و هیچ کس از نظر قانون مجرم شناخته نمی‌شود مگر اینکه جرم او در دادگاه صالح اثبات شود».
در نتیجه اصل، برائت است و هر کس در هر مقامی که باشد در صورتی مجرم است که جرم او با دلایل، مدارک و مستندات متقن در مرجع صالحه به اثبات برسد و در غیر این صورت در پناه قانون می‌باشد. این مهمترین وثیقه برای حفظ حقوق شهروندی است.

ب) مسئولیت مدنی شهروندان:
«مسئولیت مدنی» شامل تمامی اشخاصی است که در رابطه با فعالیت‌های روزمره به طور مستقیم یا غیرمستقیم وظایفی را بر عهده دارند و ممکن است در صورت نقض وظیفه و لطمه به دیگران بر حسب مورد مسئول شناخته شوند.
ج) مسئولیت کیفری شهروندان:
اصولاً، رفتاری که موجب مسئولیت شهروندان خواهد شد، مخاطراتی است که برای آزادی‌های فردی دیگران بوجود می‌آورند و مسئولیت کیفری زمانی تحقق می‌یابد که شخص، مرتکب عملی شود که قوانین و مقررات آن را صریحاً ممنوع یا الزام به اجرای آن کرده باشند. بسیاری از این اعمال شهروندان به لحاظ مسئولیت آنها ممکن است جرم تلقی شود.
2- مدیریت شهری و حقوق شهروندی
از موضوعات مهمی که در حوزه مطالعات شهری، برنامه ریزی و مدیریت شهری در سطح جهانی مطرح شده است، بحث رابطه حقوق شهری، زندگی شهری و مدیریت شهری است. چنانچه نظام «مدیریت شهری» را شامل فرایندهای سیاست گذاری، برنامه ریزی، هماهنگی، سازماندهی و نظارت بر اداره امور شهر و شهرداری بدانیم و نظام حقوق شهری را به مثابه روند قانونمند کردن فرآیندهای چندگانه نظام مدیریت شهری و نیز قانونمدار نمودن وظایف و تکالیف متقابل و دو سویه شهرداری به شهروند محسوب کنیم که هدف آن به سامان کردن زندگی شهری و فعالیت‌های شهرداری و شهروندان است، به خوبی اهمیت نقش و جایگاه نظام حقوق شهری در مدیریت شهری و نیز رابطه و نسبت مدیریت شهری و حقوق مشخص می‌شود. در این میان سهم و نقش شهرداری که حلقه پیوند و اتصال نظام مدیریت شهری و نظام حقوق شهری است، اهمیت خاصی دارد.
اهمیت حقوق شهری را باید در تدوین قواعد و مقررات راجع به برنامه ریزی شهری و مدیریت شهری و تأثیرات مثبت ناشی از قانونمند کردن زندگی شهری و سایر پیامدهای دگرگون کننده در برنامه‌ریزی و مدیریت شهری جستجو کرد. معمولاً مقامات و مسئولان شهری، با مسائل و مشکلاتی مواجه‌اند که مقابله درست و عملی با این مسائل و مشکلات محلی و شهری منوط به تدوین قوانین و مقرارت برنامه ریزی شده است.
مهمترین قوانین و مقررات در این زمینه عبارتند از: قانون برنامه ریزی شهری، قانون شهرداری، قانون توسعه شهری، قانون بهسازی شهری، قانون پاکسازی مناطق حاشیه نشین شهری، قانون دستیابی به زمین و قانون مربوط به آلودگی‌های زیست محیطی.
بدیهی است فرآیند تصمیم گیری شهری زمانی موجب جلب منافع همگانی و مدیریت شهری خواهد شد که شهروندان بیشترین مشارکت را در تصمیم گیری‌ها از خود نشان دهند. از این رو قانونمند کردن این روند کمک شایانی را به مدیریت شهری و شهروندان و مشارکت در تصمیم‌گیری‌ها می‌نماید.
3- چالش‌های حقوقی قوانین و مقررات شهرداری
با دقت در قانون شهرداری، همچنین مطالعات انجام شده در خصوص تنگناهای قانونی، اجرای قانون شهرداری‌ها در عرصه عملکردی نظام مدیریت شهری ایران و حوزه فعالیت‌های شهرداری‌های کشور، شناخت نسبتاً سودمندی از ویژگی‌ها و پیشینه تاریخی در این زمینه در اختیار ما قرار می‌دهد. ولیکن چالش‌های حقوق اساسی قانون شهرداری به ویژه در ارتباط با موضوع شهروندی ضروری است. برخی از این موارد عبارتند از:
1-  عدم تدقیق حقوق و تکالیف متقابل شهروندان و شهرداری.
2- عدم حضور شهروندان در فرآیند تهیه، بررسی و تصویب برنامه‌های توسعه شهری (طرح‌های جامع، تفصیلی و ...).
3- فقدان راهکارهای جلب مشارکت‌های شهروندی.
4- فقدان مدیریت واحد شهری.
بدیهی است بررسی چالش‌های قانون شهرداری‌ها و تنگناهای شهرداری در عرصه فعالیت‌های عملکردی شهری، چنانچه فارغ از چالش‌های محیطی و پیرامون شهرداری‌ها و قانون شهرداری در نظر گرفته شود، بسیار انتزاعی خواهد بود چرا که در این عرصه با منظومه‌ای از علل و عوامل و نیروها و حتی دلایلی سر و کار داریم که هر کدام به سهم و نوبه خود در شکل گیری این چالش‌های حقوقی دخیل هستند

ششم: ضرورت تدوین قانون جامع شهری (شهرداری با نگاه مدرنیزاسیون))
1- تدوین قانون جدید و به روز کردن قوانین، نیاز همه جوامع (حتی توسعه یافته) می‌باشد:
امروزه حتی کشورهای توسعه یافته که دارای قوانین شهری نسبتاً کاملتری می‌باشند نیز در صدد هر چه بهتر به روز کردن قوانین خود برآمده‌اند. به عنوان مثال: در کشور فرانسه که قوانین آنها با عنایت به نظام اداری عدم تمرکز از مقبولیت بسیار خوبی برخوردار است، توجه به اصلاح قوانین شهری در دستور کار نهادهای ذیربط قرار گرفته است.
مجلس سنای فرانسه در سال 2000 میلادی، برای مدرنیزاسیون نظام حقوق شهری (قوانین شهرداری‌ها) یک کار گروه کاری مشخص تشکیل داده که یکی از اهداف اصلی این کار گروه کای «ساده سازی» مقررات حقوقی مربوط به حوزه شهری اعلام گردیده است.
این کار گروه کاری با تهیه گزارش خود بر چندین جنبره تأکید کرده است، من جمله تلاش برای کاهش دعاوی و شکایات علیه شهرداری‌ها و تلاش برای تکمیل و غنی سازی سازمان و عملکرد نظام دادرسی در حوزه حقوق شهری از جمله این موارد است.
جالب است بدانیم که این جنبه‌ها در تدوین نظام حقوق جامع شهرداری برای کشور ما نیز می‌تواند مصداق داشته باشد.
2- تعارض، تغایر و تکثر در مواد قانونی موجود
امروزه به دلیل تعدد و تکثر قوانین و مقررات در موضوعات واحد، پیراستن قوانین و مقررات از مواد قانونی زائد و منسوخه و دسترسی به قوانین و مقررات عاری از تعارض و تغایر با سایر قوانین و مقررات، به دل مشغولی عمده کاربران و به ویژه شهرداران، قضات، وکلا و کارشناسان رشته‌های مختلف، مجریان و حتی شهروندان (که همگی با قوانین و مقررات مختلف سر و کار دارند) تبدیل شده است.
بدیهی است اجرای قوانین این چنینی، چه بسا به اجرای عدالت و احقاق حقوق مردم و شهرداری لطمه زده و عواقب ناخواسته و مشکل زایی را موجب می‌گردد بلکه در اذهان عمومی و جامعه نیز آثار سویی بر جای می‌گذارد.
امروزه اکثر محققان و دست اندر کاران امور شهری و حقوقدانان و مشاورین حقوقی به این امر اذعان دارند که اصلاح و تعدیل و به عبارت معمول‌تر وصله و پینه زدن به قانون شهرداری، مشکلات شهرهای ایران، را برطرف نکرده و نخواهد کرد.
علاوه بر قدیمی بودن قانون فوق الذکر و اصلاح چندین باره آن، مشکل دیگر تنوع و تکثر قوانین در حوزه شهر و شهرداری است که موجب سردر گمی زیاد شهروندان و مجریان امور شهری شده است.
این نابسامانی‌ها با اصلاح جزء به جزء و بخشی از قوانین مربوطه امکان پذیر نیست بلکه با عنایت به تجربیات کشورهای دیگر و با توجه به مددگیری از تجربه چند ده ساله مدیران شهرداری و دست اندرکاران تدوین یک قانون جامع شهرداری را می‌طلبد که منطبق با نیازهای روز می‌باشد.

3- محورهای اساسی در تدوین قانون جامع مدیریت شهری (شهرداری‌ها)
هدف اصلی از تدوین قانون جامع مدیریت شهری عبارتست از: دستیابی به ساز و کارهای قانونی و کارآمد برای بهبود وضعیت اداره شهرهای کشور که تبعاً استفاده از تجارب علمی و عملی صاحب‌نظران از ارزیابی عملکرد قانون شهرداری‌ها در یکصد سال گذشته و تغییرات بعدی آن و استفاده از تجارب کشورهای پیشرفته می‌تواندکمک به سزائی در تأمین چنین هدفی داشته باشد. به این جهت هدف از تدوین قانون جامع مدیریت شهری، تدوین قانونی است که موجب توانا ساختن مدیریت شهری شهرهای مختلف کشور در مواجهه با رویکردها و تحولات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و فنآوری‌های جدید و متناسب با روند پیشرفت آن است. با دیدگاه تمرکززدائی و تکیه بر شکل‌گیری حکومت‌های محلی و تحقق چنین هدفی مستلزم مطالعه و بررسی عوامل و متغیرهای مؤثر بر عملکرد مدیریت شهری مانند عوامل برون سازمانی به خصوص عوامل حاکمیتی، تصدی‌گری و عوامل درون سازمانی مانند ساختار داخلی، وظایف، اختیارات، منابع درآمدی و سایر مؤلفه‌های تشکیل‌دهنده قوانین فعلی حاکم بر شهرداری‌هاست.

+ نوشته شده در  شنبه بیستم مهر ۱۳۹۲ساعت 4:5  توسط دکترمحمد علي هالو  | 
تاریخ ارسال :
 ۱۳۹۲/۰۷/۱۷ 
 | 
تعداد بازدیدها : ۶۸
شهردار اردبیل در جلسه هماهنگی پیشگیری از تخلفات شهری عنوان کرد: همكاری نزدیك ادارات خدمات رسان با مدیریت واحد پیشگیری از تخلفات شهری ضرورت دارد 
تاریخ ارسال :
 ۱۳۹۲/۰۷/۱۶ 
 | 
تعداد بازدیدها : ۹۰
معاون اجتماعی دادگستری کل استان اردبیل مطرح کرد: پیشگیری از تخلفات شهری در اردبیل می تواند الگوی سایر شهرهای كشور باشد 
تاریخ ارسال :
 ۱۳۹۲/۰۷/۱۶ 
 | 
تعداد بازدیدها : ۶۸
تاریخ ارسال :
 ۱۳۹۲/۰۷/۱۵ 
 | 
تعداد بازدیدها : ۱۵۴
فتاحی با تشریح عملکرد سازمان آتش نشانی عنوان کرد: آموزش در اولویت برنامه های سازمان آتش نشانی شهرداری اردبیل 
تاریخ ارسال :
 ۱۳۹۲/۰۷/۱۴ 
 | 
تعداد بازدیدها : ۹۰
با هدف ارائه خدمات بهداشتی و درمانی به رانندگان تاکسی در اردبیل؛ سازمان تاكسیرانی و شركت خدمات درمانی تفاهم نامه همكاری امضا كردند 
تاریخ ارسال :
 ۱۳۹۲/۰۷/۱۴ 
 | 
تعداد بازدیدها : ۷۴
مدیرعامل سازمان بهسازی و نوسازی شهرداری اردبیل تاکید کرد: نوسازی ضرورتی اجتناب ناپذیر/ وجود 963 هكتار بافت فرسوده در شهر اردبیل 
تاریخ ارسال :
 ۱۳۹۲/۰۷/۱۲ 
 | 
تعداد بازدیدها : ۱۷۰
تاریخ ارسال :
 ۱۳۹۲/۰۷/۱۲ 
 | 
تعداد بازدیدها : ۱۴۳
معاون شهرسازی و معماری شهرداری اردبیل خبر داد: تصویب طرح ساماندهی شبكه معابر چهار محله اردبیل در كمیسیون ماده پنج 
+ نوشته شده در  شنبه بیستم مهر ۱۳۹۲ساعت 4:1  توسط دکترمحمد علي هالو  | 


- دارالارشاد ، دارالامان ، شهری اسلامی، طیب ، مسجدمحور، مهد عالمان و نخبگان و الهـام بخش تمدن شیعی در ایران و سرزمین ارادتمندان اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام.

- شهری پیشرو و توسعه یافته با معماری و شهرسازی ایرانی اسلامی، متعادل و متوازن و سازگار با هویت تاریخی و فرهنگی.

-  شهری مردم محور با رویکرد عدالت اجتماعی و مردمی مومن، فعال ، با نشاط، دانش محور ، مسئولیت پذیر و نمونه در فرهنگ شهروندی و مشارکت اجتماعی.

-  شهری زیبا با سیمایی چشم نواز و اقلیمی کم نظیر، سرسبز و آباد با جایگاه برتر توریستی و گردشگری در سطح کشور.

- شهری سرآمد ، روان ، ایمن ، سالم و هوشمند متکی بر علم و فناوری توام با آسایش و رفاه و بهترین شهر برای زندگی.

اردبیل یکی از مناطق تاریخی ایران به شمار می‌رود که حدود ۵۰۰۰ سال قدمت دارد. بطوریکه درلوحه‌های گلی سومریان به صورت آرتا ثبت گردیده‌ است که خود قدمت شهر را تا۵۰۰۰ سال میرساند. این شهر در زمان حکومت بنی‌امیه مرکز حکومت آذربایجان و در زمان بنی‌عباس مرکز قیام بابک خرمدین بوده‌است. در سال ۶۱۸ هجری مورد حمله مغولان قرار گرفت، اما در زمان تیموریان و صفویان، نهضت تشیع و جنبش‌های سیاسی ایران از این شهر برخاست. اردبیل در زمان صفویان آباد گردید و به اوج اعتبار، عزت، و عظمت خود رسید، اما پس از انقراض این سلسله در پیشامدها و تحولات تاریخی دوره نادرشاه و اوایل قاجار و به‌ خصوص با ورود قشون روسیه به ایران و حوادث دوران مشروطیت، از رونق و اهمیت افتاد. اردبیل تا پیش از  تبدیل شدن به استان  یکی از شهرستانهای بزرگ استان آذربایجان شرقی محسوب میشد. که در ۲۴ فروردین ۱۳۷۲ شمسی به پیشنهاد دولت و تصویب مجلس شورای اسلامی به مرکزیت شهر اردبیل و با نام استان اردبیل از محدوده سیاسی اداری استان آذربایجان شرقی جدا و به عنوان اولین استان جدید بعد از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی در تقسیمات کشوری جای گرفت. پس از تشکیل استان اردبیل دوران تازه‌ای در حیات اقتصادی و اجتماعی آن به وجود آمد که به واسطه این مرکزیت سیاسی- اداری رشد و توسعه بیشتری نسبت به گذشته داشته است. نام اردبيل يا آرتاويل از دو كلمه آرتا به معناي مقدس و ويل به معناي شهر و تختگاه گرفته شده و در مجموع به نام شهر مقدس يا تختگاه مقدس آمده است. در علت يابي اين نامگذاري مي‌توان از عوامل ديني مانند آتشگاه‌هاي اطراف سبلان و خود شهر اردبيل، اهميت مذهبي و زيارت گاهي توده سبلان با سنگ محراب موجود در نزديكي قله آن و آب و خاك پر بركت و حاصل‌خيز آن كه منشاء آباداني و نعمت بوده، ياد كرد. شايد هم آرتاويل و آتشكده‌هاي واقع در پيرامون سبلان پايگاهي بوده براي زيارت سنگ محراب در قله سبلان كه مورد احترام خاص قرار داشته است.امروزه در مناطق تالش‌نشین استان، هنوز هم به اردبیل، «آردویل» می‌گویند که معنی «شهر مقدس» را می‌دهد. اردبیل در طول تاریخ، به نام‌های گوناگونی ازجمله «دارالارشاد»، «دارالملک»، «دارالعرفان»، «دارالامان» و «شهر مقدس» ملقب بوده‌ است.

+ نوشته شده در  شنبه بیستم مهر ۱۳۹۲ساعت 3:59  توسط دکترمحمد علي هالو  | 
صدپاره اش بر شانه است - شعر دفاع مقدس (34) - مثنوی - افشین مقدم

عشق بود و جبهه بود و جنگ بود
عرصه بر گُردان عاشق تنگ بود
هر که تنها بر سلاحش تکیه کرد
مادری فرزند خود را هدیه کرد
در شبی که اشکمان چون رود شد
یک نفر از بین ما مفقود شد
آنکه که سر دارد به سامان می رسد
آنکه که جان دارد به جانان می رسد
دیده ام ، دستی به سوی ماه رفت
بی سر و جان تا لقاءالله رفت
زندگیمان در مسیر تیر بود
خاک جبهه ، خاک دامنگیر بود
آنکه خود را مرد میدان فرض کرد
آمد از این نقطه طی الارض کرد
هر که گِرد شعله چون پروانه است
پیکر صدپاره اش بر شانه است
تن به خاک و بوی یاسش می رسد
بوی باروت از لباسش می رسد
دشمن افکنهای بی نام و نشان
پوکه ی خونین شده تسبیحشان
کار هرکس نیست این دیوانگی
پیله وا می ماند از پروانگی
افشین مقدم


نایت اسکین
 

یادت هست قلّاب میگرفتم
از دیوار باغ بالا بروی
تا ته باغ را نگاه کنی ؟
حالا من
درجه
درجه
به شانه ام افزوده ام
و تو
پلّه
پلّه
از آسمان بالا رفته ای ...
صدرالدّین انصاری زاده

نایت اسکین

برای شهید زین الدّین

این عطر خون توست با آبان می آید
ازجاده های سرخ کردستان می آید
بعد از شهادت زنده تر خواهی شد ای عشق!
عاشق که بی جان می شود، با جان می آید
مجنون جزیره نیست، مجنون سینۀ توست
چون از جماران جنون فرمان می آید
فرمانده می داند که خیبر سوز دارد
وقتی که لشگر می رود، گردان می آید
***
یک شهر میگرید در آغوش مزارت
یکریز در گلزار قم، باران می آید
زهرا بشری موحّد

بسم الله الرّحمن الرّحیم
ما گرد مداری از خطر می‌گردیم
تا صبح به دنبال سحر می‌گردیم
سوگند به لاله‌ها، که همچون خورشید
زرد آمده‌ایم و سرخ برمی‌گردیم
هادی فردوسی

نایت اسکین

بسم الله الرّحمن الرّحیم
پیراهنی از ستاره بر تن کردند
دل را به امید کوچ روشن کردند
آنجا که شب از رود خروشان تر بود
محدوده ی صبح را معیّن کردند
هادی فردوسی

 

بسم الله الرّحمن الرّحیم
گفتم که : چرا دشمنت افکند به مرگ؟
گفتا که : چو دوست بود خرسند به مرگ
گفتم که : وصیّتی نداری؟ خندید
یعنی که همین بس است: لبخند به مرگ
قیصر امین‌پور

نایت اسکین

بسم الله الرّحمن الرّحیم
مادر سلام! آمده‌ام بعد سال‌ها
انگار انتظار تو را پیر کرده است
زود است باز این همه پیری برای تو
شاید منم که آمدنم دیر کرده است
مادر مرا ببخش اگر دیر آمدم
جایی که بودم از نفس جاده دور بود
آماج سنگ حادثه بودم ولی شگفت
آیینه ی شکسته من پر غرور بود
دیرینه سال بود که در دور دست‌ها
یک سرزمین به گرده ی من بار درد بود
در من کسی شبیه یلان حماسه‌ساز
بی‌وقفه با زمین و زمان در نبرد بود
دیرینه سال بود که سرپنجه‌های من
چنگال بسته بود به حلقوم خاک سرد
تا مغز استخوان مرا خورده بود خاک
تا مغز استخوان مرا خورده بود درد
قصد تو را زمین و زمان کرده بود و من
تنها برای خاطر تو این چنین شدم-
-که چنگ بر گلوی زمین و زمان زدم
یک عمر استخوان گلوی زمین شدم
مادر! مرا ببخش اگر دیر آمدم
یک مشت استخوان شدنم طول می‌کشید
تا ارتفاع شانه مردان شهرمان
از دست خاک پر زدنم طول می‌کشید
مادر نمیر! زندگی من از آن تو!
مادر نمیر! زندگی از آن میهن است
بعد از من آفتاب تو هرگز مباد سرد!
بعد از من آسمان تو هرگز مباد پست!
رضا شیبانی

بسم الله الرّحمن الرّحیم
در خواب و خیال هم نرفتیم به جنگ
بی رنج و ملال هم نرفتیم به جنگ
ما نسل سپیدبخت سوم بودیم
از راه شمال هم نرفتیم به جنگ
میلاد عرفان پور

 

بسم الله الرّحمن الرّحیم
گل شد ، بر آمد پیکرم ، آهسته آهسته
انگار دارم می‌پرم آهسته آهسته
انگشترم ، مهرم ، پلاکم ، چفیه‌ام ، عطرم
پیدا شد از دور و برم آهسته آهسته
آهسته آهسته سرم از خاک می‌روید
از خاک می‌روید سرم آهسته آهسته
جز نیمه‌ ای از من نمی‌یابید ، روزی سوخت
در شعله نیم دیگرم آهسته آهسته
امروز بعد از سال ها زاییده خواهد شد
ققنوس از خاکسترم آهسته آهسته
خوابیده‌ام بر شانه‌ها و می‌برندم … نه
تابوت را من می‌برم آهسته آهسته
آن پیرزن ، این زن به چشمم آشنا هستند
دارم به جا می‌آورم آهسته آهسته
خواندم : پدر خالی است جایش این خبر می‌ریخت
از چشم‌های خواهرم آهسته آهسته
دیگر برای آستین بالا زدن دیر است
این را بگو با مادرم آهسته آهسته
مهدی فرجی

+ نوشته شده در  شنبه بیستم مهر ۱۳۹۲ساعت 3:59  توسط دکترمحمد علي هالو  | 

عکس های از دوران دفاع مقدس


عکس های از دوران دفاع مقدس


عکس های از دوران دفاع مقدس


عکس های از دوران دفاع مقدس


عکس های از دوران دفاع مقدس


عکس های از دوران دفاع مقدس


عکس های از دوران دفاع مقدس


عکس های از دوران دفاع مقدس
 
عکس های از دوران دفاع مقدس
 
عکس های دوران ۸ سال دفاع مقدس
 
عکس های از دوران دفاع مقدس
 
عکس های دوران ۸ سال دفاع مقدس

عکس های از دوران دفاع مقدس
 
عکس های دوران ۸ سال دفاع مقدس

عکس های از دوران دفاع مقدس
+ نوشته شده در  شنبه بیستم مهر ۱۳۹۲ساعت 3:58  توسط دکترمحمد علي هالو  | 
وصیت نامه شهید جانباز ۶۵ درصدبسیجی  هشت سال دفاع مقدس سردار حاج اسدالله اسدی دارستانی
 
بسم الله الرحمن الرحیم

 

«یا اَیتُها النَفسُ المُطمَئِنَه اِرجِعی اِلی رَبِک راضیه مَرضیه فَادخُلی فی عِبادی و ادخُلی جَنّتی»
به نام الله.پاسدار حرمت خون شهیدان،درهم کوبنده ی کاخ ستمگران.او که عالم هستی را از هیچ آفرید و همه را از حکمتش تعادل بخشید.

 

و با سلام و درود بی کران بر تمامی رهروان راه حسین.آنان که در این راه قدم نهادند و گلوی خود را با شربت شیرین شهادت تر کردند و جان خود را فدای اسلام و قرآن نمودند.

«ما بندگان خدا هستیم و در راه او قیام می کنیم اگر شهادت نصیب شد،سعادت است »

اینجانب بیسجی داوطب و لبیک گویی امام …اسدالله اسدی دارستانی فرزند کربلایی قرباتعلی   لازم دانستم که چند سطر وصیتی با امت حزب اللهو همسر و فرزندانم  داشته باشم.و حال که وقت آزاد شدن من از قفس دنیوی رسیده است لازم دانستم که به جهاد در راه خدا بپردازم که اگر به درگاه باریتعالی قبول گردید به سوی زندگی سعادتمند و جاوید دیگری پر بکشم.

من یکی از بسیجی هایی هستم که برای اجرای احکام اسلام به جهاد پرداخته ام و از ریخته شدن خونم در این راه باکی و اسلام و امام  ندارم.چون راه،راه انبیا و اولیای خداست و بایستی پیروی از شهید تشنه لب کربلا نمود و به عشق امام و لبیک یا خمینی جزو۵ نفر اول بسیجی اعزامی به جبهه های حق علیه باطل هستمو این افتخار بزرگ برای من  می باشد.

« اِن کانَ دینِ محمدٍ لَم یَستَقِم اِلا بِقَتلی فَیا سُیُوفَ خُزینی»

بعد از شهادت من این سعادت را جشن بگیرید که سنگر خونین من بهشت دنیوی  من بوده است و ما شهادت را جز سعادت نمی دانیم.چون شهادت ارثی است که از انبیا به ما رسیده است.

سفارش من به کسانی که این وصیت نامه را می خوانندبخصوص همسر و فرزندانم  این است که سعی کنید که یکی از افرادی باشید که همیشه سعی در زمینه سازی برای ظهور صاحب الامر دارند و بکوشید اول خود و بعد جامعه را پاک سازی کنید و دعا کنید که این انقلاب به انقلاب جهانی آقا امام زمان متصل شود.پس اگر می خواهید دعاهایتان مستجاب شود به جهاد اکبر که همان خودسازی درونی است بپردازید.

ای برادر و خواهر مسلمان و همسر و فرزندان خردسالم بدانید که با شعار در خط امام بودن ولی در عمل دل امام را به درد آوردن،وظیفه انسانی و اسلامی ما نیست.

ای برادران و خواهران  ما که هنوز خود را نساخته ایم و تمام کارهایمان اشکال دارد چگونه می خواهیم دیگران را بسازیم و انقلابمان را به تمام جهان صادر کنیم.

در کارها از خود محوری و تفسیر کارها به میل خود بپرهیزیم و سعی در خودسازی داشته باشیم و خیال نکنیم با کمی فکری که داریم،فکرمان از همه بالاتر است و از همه خودساخته تر و خلاصه نظرمان بهتر است.

برادران گرامی و ملت شهید پرورو همسر و فرزندان گرامی همیشه از درگاه خداوند بخواهید که به شما توفیقی عنایت فرماید که بتوانید در خط امام عزیزمان و برای رضای خدا گام بردارید.

ای جوانانو فرزندان عزیزم نکند در رختخواب ذلت بمیرید که حسین (ع) در میدان نبرد شهید شد و مبادا در غفلت بمیرید که علی (ع) در محراب عبادت شهید شد و مبادا در حال بی تفاوتی بمیرید که علی اکبر در راه حسین و با هدف شهید شد.

و ای مادران و همسر مهربانم  مبادا از رفتن فرزندانتان به جبهه جلوگیری کنید که فردای قیامت در محضر خدا نمی توانید جواب زینب را بدهید که تحمل ۷۲ شهید را نمود همه مثل خاندان وهب جوانانتان را به جبهه های نبرد بفرستید و حتی جسد او را هم تحویل نگیرید،زیرا مادر وهت فرمود:پسری را که در راه خدا داده ام پس نمی گیرم.

و از خواهران و همسر و دختران گرامی تقاضامندم که از فاطمه (س) یگانه سرور زنان سرمشق بگیرید و حجاب اسلامی خود را رعایت فرمایید.

امیدوارم روزی فرا رسد که همه ملت از زن و مرد و تا جوان و کودک به وظیفه اسلامی خود آشنا شوند و مرتکب گناه نشوند.

در آخر از همسر مهربان و گرامی خودم حلالیت می طلبم و امیدوارم از زحماتی که برای من کشید مزد آن را از زینب (س) بگیرد و امیدوارم همچون دیگر خانواده ی شهدا استوار و مقاوم بمانید و کاری نکنید که دشمنان را شاد کند

ای جوانان و فرزندان عزیز و ارجمند همانطور که امام فرمود:من چشم امیدم به شماست.

پس شما هم به ندای هل من ….حسین  زمان لبیک بگویید و به سوی جبهه ها حرکت کنید و نگذارید اسلام و قرآن و امام  بی یاور بماند و درصورت به شهادت رسیدن من تابع امام باشید و خود رابرای جهاد و شهادت در راه امام و اسلام آماده سازید و اگر امام صلاح دانستد و روزی  دستور جهاد برای زنان داد و بر دختران و همسر  خود نیز واجب می دانم خود را برای جهاد و شهادت آماده سازنندو تابع امام و اسلام باشند و به وجه از خط امام خمینی و ولایت فقیه خارج نشوید که همانا خارج شدن از اسلام و خط حسینی است…

پاییز ۱۳۵۹ منطقه علمیاتی جبهه حق عیله باطل/ جنوب کشور اسلامی

خدایا خدایا از عمر من بکاهو به عمر امام بیفزا ارمین یا رب العالمین..یا مهدی

        بسیجی اعزامی از آستارا اسدالله اسدی دارستانی

والسلام…

+ نوشته شده در  شنبه بیستم مهر ۱۳۹۲ساعت 3:57  توسط دکترمحمد علي هالو  | 
اسماعيل اسدي دارستاني درجه دار بازنشسته ارتش ، روز نامه نگر ،نويسنده و محقق و وبلاگ نويس و فعال حقوق بشر و محيط زيست بين المللي ،، متاهل و داراي يك فرزند /مستندساز / astarao@yahoo.com/09119812795/،عضو خانواده شاهد انقلاب ،و.پنج کتاب ایشان تاکنون چاپ شده است و امسال کتاب بررسی حقوق بشر و محیط زیست ایشان به چاپ رسید قبلا کتابهای 1- خدمت و مدیریت نظامی وظیفه ارتش از دیدگاه اسلام 2-تا زنده ام بسیجی ام 3- داستانهای آسمانی 4- سر گذشت تالشان 5- بررسی تاریخ حقوق بشر و محیط زیست به چاپ رسیده است و نگارش و چتد.. نویسنده : 1- حکایتها و مثالها 2- مشاهیر و چهر های ماندگار ایران و جهان 3- نبرد من 4- تکرار تاریخ 5- بررسی محیط زیت و منابع طبیعی 6-حکومت ای ایران و چند رمان از جمله ه سرودهای بنام اسماعیل بابا که بعداز تمام و ویرایش به چاپ خواهد رسید.
+ نوشته شده در  شنبه بیستم مهر ۱۳۹۲ساعت 3:56  توسط دکترمحمد علي هالو  | 
1.
داستانهای آسمانی ایران
داستانهای آسمانی ایران
پدیدآورنده: اسماعیل اسدی دارستانی
ناشر: انتشارات بلور - 06 تیر، 1388
قیمت پشت جلد:  18000 ریال

در حال حاضر این کتاب در سایت عرضه نشده است.
2.
سرگذشت تالشان: تالشان جنوبی (غرب گیلان) ایران: آستارا، تالش، رضوانشهر، ماسال و شاندرمن
سرگذشت تالشان: تالشان جنوبی (غرب گیلان) ایران: آستارا، تالش، رضوانشهر، ماسال و شاندرمن
پدیدآورنده: اسماعیل اسدی دارستانی
ناشر: انتشارات بلور - 1
قیمت پشت جلد:  33000 ریال

در حال حاضر این کتاب در سایت عرضه نشده است.
3.
بررسی تاریخ حقوق بشر و محیط زیست: همراه با منشور کوروش کبیر و منشور حقوق بشر جهانی و منشور محیط زیست و منابع طبیعی
بررسی تاریخ حقوق بشر و محیط زیست: همراه با منشور کوروش کبیر و منشور حقوق بشر جهانی و منشور محیط زیست و منابع طبیعی
پدیدآورنده: اسماعیل اسدی دارستانی
ناشر: پیام سبحان - 20 اسفند، 1390
قیمت پشت جلد:  95000 ریال

در حال حاضر این کتاب در سایت عرضه نشده است.
+ نوشته شده در  شنبه بیستم مهر ۱۳۹۲ساعت 3:55  توسط دکترمحمد علي هالو  | 

 


اصلاح طلبی به جریان سیاسی گفته می‌شود که انجام تغییر در جامعه را از طریق انجام اصلاحات در قوانین و سیاست‌ها و نه از طریق انقلاب و تعویض حکومت، تبلیغ می‌کند.

 تاريخچه اصلاح طلبي : اسماعيل اسدي دارستاني

اصلاح طلبی سوسیالیستی یا سوسیالیسم تکاملی (به انگلیسی:revolutionary socialism)، برای اولین بار توسط ادوارد برنشتاین، که یک سوسیال دموکرات بود، مطرح شد. اصلاح طلبی بلا فاصله مورد هجمه سوسیالیست‌های انقلابی قرار گرفت. رزا لوکزامبورگ، به عنوان یکی از رهبران این جریان ضد اصلاح طلبی، در مقاله‌ای تحت عنوان " اصلاح یا انقلاب؟"[۱] که در سال ۱۹۰۰ میلادی منشر کرد، سوسیالیسم تکاملی برنشتاین را محکوم کرد. زمانی که رزالوکزامبورگ در انقلاب آلمان درگذشت، اصلاح طلب‌ها خیلی زود توانستند خود را بازیابند وبا احزاب کمونیست و بلشویک‌ها درحمایت از پرولتاریا رقابت کنند.

پس از پیروزی بلشویک‌ها در سال ۱۹۱۷ در جنگ داخلی روسیه تزاری و تثبیت قدرت در اتحاد جماهیر شوروی، بلشویک‌ها کمپینی علیه جنبش اصلاح طلبان تشکیل دادند و حتی اصلاح طلبان را" فاشیست‌های اجتماعی"(به انگلیسی:Social Fashists) خواندند. بنا بر کتاب "خداست که شکست خورده" نوشته آرتور کوئستلر که از تشکیل دهندگان واعضای سابق حزب کمونیست آلمان بود و حزبش بزرگترین حزب کمونیست در اروپای غربی بود، با شوروی همراه شد و اعلام کرد حزب سوسیال دموکرات آلمان فاشیست هستند و بزرگترین دشمن آلمان همین فاشیستهای اجتماعی اند.

امروزه، اصلاح طلبان را به عنوان چپ‌های میانه رو می‌شناسند. برخی از احزاب سوسیال دموکرات، مثل حزب کانادایی " NDP " یا احزاب سوسیال دموکرات آلمان هنوز هم اصلاح طلب خوانده می‌شوند.

اصلاح طلبی در حزب کارگر بریتانیا[ویرایش]

اصلاح طلبی در حزب کارگر بریتانیا درسالهای ۱۹۵۰ پدیدار شد و پس از آن به جذب هواداران اصلاح طلبی به جناح راست حزب کارگر معروف شدند. در سال ۱۹۵۶ آنتونی کروسلند (به انگلیسی:Anthony Crosland) "آینده سوسیالیسم"[۲] را نوشت که به عنوان مانیفست شخصی به بحث پیرامون اصلاح طلبی پرداخت. برای کروسلند، مالکیت عمومی برای سوسیالیتها به وسیله اشتغال همگانی کاهش می‌یابد و کنترل اقتصاد کینزی استثمار کاپیتالستی را کاهش می‌دهد. در سال ۱۹۶۰ پس از سه بار پیروزی متوالی حزب کارگر در انتخابات عمومی، هوگ گایتسکل به عنوان یک اصلاح طلب تلاش کرد تا بخشی از قانون اساسی را بر اساس مانیفست کروسلند اصلاح کند اما این تلاش‌ها با شکست مواجه شد.

برخی از طرفداران جوانتر گایتسکل از جمله روی جنکینس، بیل راجرز و شرلی ویلیامز حزب کارگر را در سال ۱۹۸۱ ترک کردند و حزب سوسیال دموکرات را تشکیل دادند. در نهایت اهداف و نظرات گایتسکل[۳] توانست در انتخابات پیروز شود و تونی بلر در سال ۱۹۹۵ توانست اصلاحیه قانون اساسی در انگلستان را بر اساس نظر اصلاح طلبانی چون گایتسکل و کروسلند به تصویب برساند.

ایدئولوژی

اصلاح طلبی (به انگلیسی: Reformism) مکتبی است که در آن از طریق نهادهای اجتماعی تغییراتی تدریجی و زیر بنایی در ساختارهای اقتصادی یا ساختارهای سیاسی دنبال می‌شود. این گروه در واقع واکنشی اعتراضی به سوسیالیسم انقلابی بود که معتقد بودند برای ایجاد تغییراتی انقلابی راهی جز انقلاب توده‌ها وجود ندارد.[۴]

مفهوم اصلاح طلبی در ایران


رژه سپاه دانش در سالروز انقلاب سفید شاه و مردم از بنیادی ترین اقدامات اصلاحی در ایران

اصلاح طلبی در ایران مفهومی متفاوت با آنچه در بالا گفته شد دارد. اصلاح طلبی در ایران با شاخه محافظه کاری پیوند نزدیکی دارد و اگر بخواهیم چارچوب مفهوم ایرانی اصلاحات را با مفهوم تاریخی آن مقایسه کنیم باید آن را نو محافظه کاری بخوانیم. اصلاح طلبی ایرانی در اغلب مواقع در پی تغییراتی تدریجی است ولی تفاوت آن با مفهوم اصلاح طلبی که سوسیال دموکرات‌ها در ابتدا پایه نهادند در آن است که اصلاح طلبی ایرانی اساسا درگیر تغییرات بنیادی نمی‌شود و تغییرات تدریجی فرهنگی را به تغییرات تدریجی اقتصادی و سیاسی اولویت می‌دهد. اثبات این مدعا، سابقه ایست که تاریخ از اصلاح طلبی در ایران ارائه می‌کند.[۵]

تاریخچه اصلاح طلبی در ایران

تلاش‌هایی که از زمان شاه عباس اول (۱۵۸۷-۱۶۲۹ میلادی) انجام یافت و توسط او اصلاح طلبی خوانده شد، پیگیری تغییراتی بود که وضع موجود را تثبیت می‌کرد و این اولین خواسته محافظه کاران بود. این تغییرات تدریجی گرچه جنبه رشد و توسعه داشتند ولی به هیچ وجه بنیادی نبودند. از دیگر نمونه‌های دیگر اصلاح طلبی در ایران، همچون عباس میرزا و میرزا تقی خان امیرکبیر نیز چیزی جز اصلاحات غیر بنیادی و فرهنگی محور و تدریجی نمی‌توان یافت.[۶]


شاه محمدرضا پهلوی

حتی اگر پهلوی اول را بزرگترین اصلاح طلب ایران بنامیم او نیز در نهایت اصلاح طلبی متفاوتی با نظر برنشتاین را نمایش می‌دهد. به نظر می‌رسد این اصلاح طلبی ریشه در فرهنگ خود محوری شرقی دارد.[۷] در کتاب موانع توسعه سیاسی در ایران نوشته حسین بشیریه به طور مشروح در مورد شکست اصلاح طلبی بحث شده است.[۸] این ریشه‌های فرهنگی ساختار مفهومی جدیدی برای اصلاح طلبی در ایران ساخته است.

در ایران شاید تنها کسی که با اندیشه‌های اصلاح طلبی اصیل آشنا بود و تلاش‌هایش تا حد زیادی در راستای تغییرات تدریجی و بنیادی پیش رفت، محمد مصدق بود.[۹] البته بسیاری از تحلیلگران مصدق را محافظه کار میدانند با این وجود در واقع مصدق که در بستر تحولات انقلاب مشروطه رشد کرده بود و از تبعات چنین انقلاب‌هایی آگاه بود به سوسیال دموکرات‌ها گرایش پیدا کرده بود.[۱۰] بارها در مضرات انقلاب و شکستن ناگهانی ساختارها سخن گفته بود و شاید بتوان گفت مصدق اولین کسی بود که مفهوم اصلاح طلبی را در ایران به شکل مدرن و برنشتاینی آن بنیان گذاشت. در کتاب خاطرات دکتر فاطمی، به دفعات از مصدق نقل شده بود که مشی من اصلاح طلبیست. اما با این وجود گرایش او به اندیشه‌های سوسیال دموکرات و همچنین وقوع جنگ سرد میان دو قطب ایدئولوژی باعث شد اصلاح طلبی با دخالت دول غربی و نیز تحریکات شوروی ناکام بماند و در کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ این گرایش به کلی توسط محافظه کاران حذف شود.[۱۱]

پس از آن دوباره مفهوم اصلاح طلبی دراوایل دهه ۴۰ شمسی توسط محمدرضا پهلوی مطرح شد. او نیز همچون پدرش نتوانست تغییر عمده‌ای در ساختارهای سیاسی و اجتماعی ایران ایجاد کند. تغییرات فرهنگی و اقتصادی هم آنقدر نبود که بتوان گفت ساختارهای بنیادی آن تغییر کرده است. بنابراین شاه که اصلاحات را ناکام یافته است تصمیم می‌گیرد این ساختارها را با برنامه‌ای به نام انقلاب سفید یا انقلاب شاه و مردم پی بگیرد.[۱۲]

دکتر همایون امینی پسر علی امینی در کتاب بربال بحران بخشی ازین تلاش برای اصلاح را نمایش می‌دهد و اصلاح طلبی را در ایران نوعی نومحافظه کاری می‌خواند.[۱۳]

مفهوم اصلاح طلبی پس از انقلاب


صحنه‌ای از انقلاب ۵۷ مردم ایران که منجر به روی کار آمدن حکومت اسلامی شد

اصلاح طلبی در ایران پس از انقلاب اسلامی سال ۱۳۵۷ مفهوم دیگری یافت. در اولین دولت انقلاب و پس دولت انتقالی مهدی بازرگان در انتخاباتی آزاد ابوالحسن بنی صدر به ریاست جمهوری رسید. وی که در فرانسه اقتصاد خوانده بود، مدعی اصلاحاتی بنیادی چون دوباره‌سازی مراکز قدرت، از دور خارج کردن تدریجی سپاه پاسداران، دادگاه‌های انقلاب و کمیته‌ها و ادغام آنها در سایر سازمانهای دولتی، کاستن نفوذ روحانیون و همچنین ایجاد طرحی برای بهسازی و توسعه اقتصادی کشور بود. بسیاری بر این باور بودند که بنی صدر به واسطه تحصیل در فرانسه دارای گرایش‌های سوسیال دموکرات بود.[۱۴]


سید محمد خاتمی، رئیس جمهور دولت اصلاحات
پس از سرنگونی بنی صدر، محافظه کاران و تکنوکرات‌های ایرانی حکومت را در دست گرفتند. در این دوره حاکمیت به دو بخش تقسیم شده بود. گروه محافظه کارتر به جناح راست مشهور شدند[۱۵] و گروهی دیگر به چپ ها یا اصلاح طلبان. چپ‌ها کسانی بودند که قبل از انقلاب اسلامی به گروه‌هایی چون سازمان مجاهدین خلق یا سازمان فداییان خلق نزدیک بودند و پس از انقلاب به علت اختلافات درونی منشعب شدند و سازمان‌های جدیدی یافتند برای مثال سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی با اندیشه‌های آشکار سوسیالیستی در اقتصاد و به علت تاکیدشان بر حکومت اسلامی از سازمان مجاهین خلق جدا شدند. در این میان در میان روحانیت هم اندیشه‌های نو اصلاح طلبی هرچند کمرنگتر از دیگر گروهای مشهور به چپ طرفدارانی یافت. جامعه روحانیون مبارز نمونه‌ای از این گروه‌ها بودند که حامیان چپ‌ها در میان روحانیون به حساب می‌آمدندمجمع روحانیون مبارز. اما در سال ۱۳۷۶ ه. ش یا ۱۹۹۸ م در انتخابات ریاست جمهوری، سید محمد خاتمی با شعار رسمی اصلاحات سیاسی، با اکثریتی قاطع بر سر کار آمد. دولت اصلاحات در پی آن بود که جامعه مدنی در ایران شکل گیرد و فضای مشارکتی سیاسی در ایران حاکم شود. آزادی بیشتر مطبوعات، اصلاح نظام نامه تحصیلات تکمیلی، شکل دهی نهادهای مدنی همچون شوراهای اسلامی زمینه را برای تغییر تدریجی مساعدتر کرده بود. در این سالها مقابله محافظه کاران مذهبی به ویژه دخالت‌های گروه‌های فشار به وقوع بحران‌های سیاسی انجامید. تجمعات اعتراضی دانشجویان در سال ۲۰۰۰م و وقوع قتل‌های سازمان یافته[۱۶] توسط گروه‌های فشار از جمله همین بحران‌ها بود. اما اوج قدرت دولت اصلاحات به دست آوردن اکثر کرسی‌های مجلس نمایندگان در دوره ششم انتخابات مجلس شورای اسلامی بود. با این وجود به علت نفوذ سنت و محافظه کاری در بخش عمده‌ای از دولت اصلاحات، اصلاحات نتوانست تغییرات ساختاری در حکومت ایجاد کند و صرفا تغییراتی غیر ساختاری در حوزه فرهنگ و جامعه مدنی شکل گرفت.[۱۷
+ نوشته شده در  شنبه بیستم مهر ۱۳۹۲ساعت 3:54  توسط دکترمحمد علي هالو  | 
سقوط  بشار اسد تجزیه ایران ؟ باور نداری بسم الله ای ایرانی عاشق جمهوری اسلامی ، ایران پرست ، لایک  و.. از خواب بیدار شو.. هی نگو سوریه بما ربط ندارد .. سوریه خط مقدم ایران است…

اسماعیل اسدی دارستانی کارشناش نظامی درجه دار بازنشسته ارتش
آن وطن پرستانی که شعار جانم فدای ایران سر می دهند
 ، می دانند که سقوط بشار در سوریه به چه معناست ؟سقوط بشار به معنای آغاز فاز عملیاتی طرح خاورمیانه بزرگ آمریکا و فعال شدن چاشنی این طرح خطرناک ست.
با سقوط بشار دومینوی این طرح استارت می خورد:
سقوط بشار و دولت مرکزی سوریه مساوی است با تجزیه سوریه ،
…اعلام رسمی خودمختاری بخش کردنشین سوریه و الحاق به بخش کردنشین ترکیه و کردستان عراق و سپس مناطق کردنشین ایران و تشکیل کردستان آزاد !
…آغاز بی ثباتی در عراق با اعلام خودمختاری مناطق سنی نشین و شمالی عراق ، آغاز مدل بن غازی حلب  در عراق … فعال شدن پتانسیل جدایی طلب ها در مناطق خوزستان و بوشهر ..
و ..و.. و ..
با سقوط بشار ، در کوتاه مدت باید منتظر پذیرایی از ترکیبی متنوع از تروریست ها در سراسر مرزهای غربی از آذربایجان تا اهواز برای تجزیه ایران باشیم . تروریست هایی که بارها اعلام کرده اند که دشمن اصلیشان نه بشار بلکه ایران و شیعیان هستند !

من کاری به ایدئولوژی و خط فکری و سیاسی شما ندارم ، اما می دانم اهل هر مکتبی که باشید و دل در گرو هر گروهی داشته باشید ، کشورتان را و تمامیت ارضیش را دوست دارید .
این طرح از زمان بوش مصوب شده و از آن زمان  در حال عملیاتی سازی است و الان پس از سال ها به نقطه اوج (تجزیه سوریه ) خود رسیده است . آمریکایی ها برای ایران ما خواب ها دیده اند . این خواب ها هم هیچ ربطی به حضور دولت ها از روحانی گرفته تا احمدی نژاد و خاتمی ندارد و یا حتی نظام ما ندارد . صحبت ، صحبت تامین و تضمین منافع آمریکایی ها و مالکیت بر خاورمیانه از طریق طراحی دوباره مرزهای کشورهای این منطقه است .
 بدانید که  بشار الان عملا نقش مرزبان و دیوار دفاعی مزرهای ایران را به عهده دارد .

حال سکوت و بی تفاوتی در برابر تحولات سوریه واقع گرایی است و یا ورود مقتدرانه به مدیریت این تحولات در راستای تامین منافع ملی ؟
چشمانتان را باز کنید لطفا ! . اگر آرمانگرا نیستید ، لااقل واقع گرا باشید !

پینوشت :
این نقشه ، نقشه خاورمیانه بزرگ طراحی شده توسط آمریکایی هاست که سال ها در انتظار رفع موانع موجود برای اجرا و هم چنین چاشنی اولیه برای شروع تحولات بوده است . بخش های آبی نقشه ایران جدید ، وبخش های قرمز مناطقی است که باید از ایران جدا شود !


 

  
+ نوشته شده در  شنبه بیستم مهر ۱۳۹۲ساعت 3:53  توسط دکترمحمد علي هالو  | 

وبه امید این روز

و در پایان

 

[تصویر: 20364017685017354060.gif]
 
 
A.s.m.A
 

این روزا هم می گذره ، بالأخره ، دوران ماهم یه روز تموم میشه و باید بریم اون طرف خاک ، اون طرفا ، دیگه این خبرا نیست ، اون جا دیگه سر پل خر بگیریه ! اون جا یه خبرای دیگه است . پاشو ببین خدا کجاست ؟ این قدر اینجا سر خودتو گرم کردی که وقت سر خواروندن نداری ! از اینجا به اون جا ، از اون جا به این جا ، چه خبره ؟! حالا به کجا رسیدی ؟! چی دادی ، چی گرفتی ؟ یه کم چشاتو وا کن ببین کجایی؟ معلوم نیست اون جا هم از این خبرا باشه ها !! به خودت بگو : از خدا حیا کن ، از خدا خجالت بکش ، از خدا بترس ، این همه نعمت رو به من ندادن که من هر کاری دلم خواست بکنما ! بسه دیگه ، ببین خدا کجاست ؟ برو دنبالش ، باهاش رفیق شو ، این جا می تونی دنبال هر کسی که میخوای بری ، تا می تونی خودت ، با پاهای خودت ، بری ، برو . منم مثل تو ام ، وضع من از تو خراب تره ، فکر نکن من خودمو سر تر از تو می دونم ، نه ! منم خراب کردم . بیا دست به دست هم بدیم ، درست بشیم ، بیا ازش بخواهیم تا ما را افقی نکرده و دستمون از این دنیا کوتاه نشده ، یه فرصت دیگه بهمون بده ، بهش بگیم : غلط خوردیم ، ما رو ببخش ، بیخودی دویدیم ، خودمونم میدونیم گند زدیم ، منتهی تا حالا جرأتشو نداشتیم اعتراف کنیم . خدایا ! ما رو ببخش . خدایا ! این ماه و تمام ماه ها ، هر روز و هر ساعت ، به بهانه های مختلف ، واسه مون ، روزنه هایی گذاشتی واسه برگشتن ، ولی ندیدیمت ، یعنی ، خودمونو ندیدیم ! خدایا ، کمکم کن خودمو ببینم ، کمکم کن دلم واسه خودمم بسوزه ، کمکم کن بدونم با خودم دارم چیکار می کنم ! آخه من که ظرفیت این همه شلوغیو نداشتم ، چرا این همه سرمو شلوغ کردم ، من کجا ، این کارا کجا ؟!

خدایا ! یه بار دیگه ، بازم بهم مهلت بده ، خدایا ! روم نمیشه نیگات کنم . خدایا ! تو که می دونی من کی ام ! منم می دونم خودم کی ام ! می دونم تا حالا هم ، پیش قاضی ، ملق بازی کردم ! اما فکر می کنم حالا دیگه می خوام بیام !

خدایا ! دستمو بگیر ! خدایا ! پاهام نمیاد ، خدایا ! راهم ببر ! می بینی چقدر روم زیاده ؟! می بینی چقدر بی حیایم ؟! ولی تو آقایی ، تو بزرگواری ، تو بخششت خیلی زیاده ، تو …. یا علی .

 

 

 
 

خدایا من به عنوان بنده حاجتم را گفتم

امیدوارم اگر قرار به برآورده نشدنش هست

از حکمت تو باشد تا بی لیاقتی من . . .


 

حکایت عجیبیست رفتار ما

خداوند می بیند و می پوشاند

مردم نمی بینند و فریاد می زنند . . .

بخدا گفتم : " بیا جهان را قسمت کنیم ، آسمون واسه من ابراش مال تو، دریا مال من موجش مال تو، ماه مال من خورشید مال تو … ".
خدا خندید و گفت : " بندگی کن ، همه دنیا مال تو … من هم مال تو … "V

 

خدایم!

اگر از آن سو به تو روی می آورم که مرا از وجود جهنم نجات دهی از شعله های آن
 مرا رهایی دهی، همان بهتر که در آن شعله ها مرا بسوزانی
 
و اگر از آن سو به تو روی می آورم که مرا به بهشت فراخوانی و در آن جای دهی ؛ درهای بهشت را برویم بسته نگهدار ،
 
 ولی اگر برای خاطر تو به سویت می آیم

خدایم!

مرا از خودت مران .
 
 
 تو گرانبهاترین دارایی من در این دنیا هستی ، بگذار تا ابد در کنارت لانه کنم
 

 

 

دوست من

هیچ گاه دلت را به روزگار مسپار، که دریایی از نا امیدی است ،

دلت را به خدا بسپار که دریایی از امید است….


 

این دعا را منتشر کنید و ببینید چطور غم هایتان از بین میرود:

 


((سبحان الله یا فارِجَ الهَمّ و یا کاشفَ الغَم فرِّجْ هَمّی و یَسِّرْ

امری و ارحَمْ ضعفی و قِلةَ حیلتی و ارزُقنی من حیث لا اَحتَسِبُ یاربّ

العامین))



ترجمه:

منزه است خداوندی که بر طرف کننده غم ها است. غم و مشکل من را برطرف کن،

بر ضعف و کمی چاره ام رحم کن و مرا از جایی که گمان نمی کنم روزی ده ای

پروردگار جهانیان.

حضرت محمد (ص) فرمودند : هرکس مردم را از این دعا با خبر کند در گرفتاریش

گشایش پیدا می کند

 

پروردگارا…کمکم کن، کمکم کن که بتوانم پنچره ی دلم را رو 

به حقیقت بگشایم …. 

خدایا …

یاریم کن که مرغ خسته دلم راکه دیری است دراین قفس زندانی 

است، درآسمان آبی عشق تو پرواز دهم ……

خدایا …. 

پروردگارا…یاریم کن که شوق پروازراهمیشه درخود زنده نگه دارم ….. 

خدایا …. 

توخود می دانی که بدترین درد برای یک انسان دورماندن ازحقیقت خویشتن 

و رها شدن درگرداب فراموشی وسر درگمی است… 

پس توای کردگار بی همتا مرا یاری کن که به حقیقت انسان بودن پی ببرم 

تابتوانم روز به روز به تو که سر چشمه تمام حقیقت هایی نزدیک ونزدیکتر 

شوم ……….. 

خدایا، مرا فرصتی ده تاپاک بودن راتجربه کنم وبتوانم حتی برای یک لحظه 

آنچه باشم که تومی خواهی …

 

این دعا را منتشر کنید و ببینید چطور غم هایتان از بین میرود:

 


((سبحان الله یا فارِجَ الهَمّ و یا کاشفَ الغَم فرِّجْ هَمّی و یَسِّرْ

امری و ارحَمْ ضعفی و قِلةَ حیلتی و ارزُقنی من حیث لا اَحتَسِبُ یاربّ

العامین))



ترجمه:

منزه است خداوندی که بر طرف کننده غم ها است. غم و مشکل من را برطرف کن،

بر ضعف و کمی چاره ام رحم کن و مرا از جایی که گمان نمی کنم روزی ده ای

پروردگار جهانیان.

حضرت محمد (ص) فرمودند : هرکس مردم را از این دعا با خبر کند در گرفتاریش

گشایش پیدا می کند

این رو برای اونایی می نویسم که با جستجوی لفظ "خدا" سر از این آستارا نیوز  در آوردن. دوست من! همین که در این فضای مجازی سایبر به دنبال خدا گشتی بدون که اولین قدمو برداشتی. یعنی خود خدا کمکت کرده که دنبالش بگردی. پس دیگه قدمتو عقب نذار. تو دلت بگرد تا پیداش کنی. پیداش که کردی دیگه رهاش نکن…
پیشنهاد می کنم پست های زیر رو مطالعه کنید…


 

خدایا کمکم کن…. خودم را بشناسم و به خودم کمک کنم …ااد

+ نوشته شده در  شنبه بیستم مهر ۱۳۹۲ساعت 3:52  توسط دکترمحمد علي هالو  | 


 

۱-سقف های ایرانیتی در شهر بام های سفالی !
۲-کله پاچه فروشی با نام رسمی پارسیان !
۳-ساخت مجتمع تجاری در حریم پیاده رو !
۴-عادی شدن خرید و فروش رای در انتخابات شورای شهر !
۵-وجود ۲ کتاب فروشی بی مشتری در شهر مدعی با فرهنگی !
۶-میوه فروشی وانتی در روبروی بازارچه میوه و تره باری که افتتاح شده !
۷-قرار داشتن محل دفع زباله در مرکز منطقه حفاظت شده محیط زیست !
۸-نامگذاری آمبولانس حمل جنازه به نام بهشت !
۹-پر کردن برکه طبیعی محل فرود پرندگان مهاجر با نخاله های ساختمانی در حاشیه بلوار سفیر امید !
۱۰-سوار شدن بدون تماس تلفنی به تاکسی تلفنی ها با بلند کردن دست، سوت، ایما و اشاره !
۱۱-احداث مسکن مهر با ساختمان های ۱۰ طبقه ۱۰۰ واحدی ویژه شهرهای چند میلیونی در یک شهر ۴۵ هزار نفری !
۱۲-آغاز فعالیت انتخاباتی کاندیداها از ۳ سال مانده به انتخابات مجلس !
۱۳-پیاده رو های خالی از جمعیت و مغازه های بدون مشتری با خیابان های پر از ماشین !
۱۴-تبدیل فوری کوچه ها و خیابان ها به رودخانه با کمترین رگبار باران !
۱۵-برکناری فوری مدیران ادارات حتی اگر مدیر نمونه شهرستان باشد! و حتی اگر لازم شد با شکستن قفل در و یک تخلف اداری انجام شود!
۱۶-هدایت بی سرو صدای فاضلاب آپارتمانهای چند واحده به کوچه ها و معابر اصلی !

 

۱۷- مجوز ساخت و ساخت هتل ها و آپا رتمانها و مجتمع های تجار یو مسکونی آسمان خراس در کنار جاده  بدون پارکینگ … یعنی خیابان و کوچه ها پارکینگ می شود و پیشروی ساختمانها و مجتمع های  دو مکتر داخل داخل خیابان و کوچه از طبقه دوم به بعد …

۱۸- تخریب محیط زیست و منابع طبیعی بدون سر و صدا  و قرار گرفتن ۲۵ هکتار  زمین و حیات وحش در اختیار شهرداری باری دفن زباله و…با مجوز قانونی ..

 

۱۹- عبور دو فشار قوی از داخل تالاب بین المللی استیل و ساخت و تصرف  کنارها و کوهپایه ها  منابع طبیعی  با سند سازی و…

۲۰ – تخریب دیوار و حصار حیات و حش لوندویل به بهانه  جاده سلامت

۲۱- تخریب محیط زیست و درختان به بهانه  کانال کشی به حیات وحش از موسی خندقی

۲۲-  انحصار مجوز معادن  و برداشت از رودخانه  ها  و یا زدن معدن در خط صفر مرزی در دست  سه نفر آستارایی.

۲۳- تخریب و خاکبر داری و خندق کاری  حیات وحش و محیط زیست توسط  اداره محیط زیست و نیروی انتظامی به بهانه جلو گیری از ورود گردشگران ( خدای نکرده غرق نشوند ) و  عدم ورود شکارچیان به حیات وحش و ساحل ..

۲۴- تصرف بدون سند و مدرک  ۱۷ هکتار از حیات وحش و محیط زیست   توسط شرکت غیر دولتی  شرکت سرمایه گذاری جهانگردی ایران …  بالای  یکح میلیارد در آمد فقط در سه ماه

توضیح مجتمع ساحلی صدف سیببلی دهه ۷۰ با بودجه دولت و بیت المال  ساخته شد و حصار بتونی آن توسط  سازمان محیط زیست تامین و ساختهخ شد.. جای سوال است دستان پشت پرده  می باشد . و طبق توافق استانداری و.. فقط برای طرح شنای  می توان استفاده نمود .. شرکت غیر دولتی بدون دادن یک ریال اجاره و بالای میلیارد      در آمد    یک دوازه  آهنی و  بتونی  و اتاقک گذشته و در تمام فصول  ورودی می گیرد و یک ریال خرج طرح صذف نمی کند و بالای ۱۰ پلاز فصلی  به مردم غیرقاونی اجاره داده است بدون نظارت ناجا و امکن عمومی …. و هیچ کس حرفی نمی زند و کسی نیست بگوید این شرکت غیر دولتی  بالای یک میلیارد در آمد سه ماه را به چه کسی می دهد و چرا اجاره به بیت امال نمی دهد و بالای یکی میلیارد چرا به حساب  دولت بر نمی گردد.. چرا شرکت تعاونی توسعه و عمران لوندویل مطابق قاون توسعه و عمرن در خوالست اجاره و واگذاری  مجتمع راذ نموده و حاضر است به دولت ماهیانه اجاره بدهد و سرمایه گذاری کند در ۱۷ هکتار مسئولان آستارا و گیلان بدون دریافت یک یرال اجاره از شرکت غیر دولتی مجتمع را به ایشان دادند  و سکوت نمودند و اگر پشت پرده چیزی نیست چرا مسئولان سکوت کردند و از بیت المال  محافظات نمی کنند و چرا گذشتند شرکت بالای ۲ هکتار حیات و وحش و درخت را به بهانه  سرویس بهداشتی و دیگر علل غیر قاونی نابود کند… همه سکوت نمودند….

۲۵- بالای ۱۶ سال است شورای اسلامی تاسیس شده است .. شورای اسلامی شهرستان آستارا و شورای  بخش لوندویل و شورای بخش مرکزی آستارا حتی یک اتاق ندارنند برای دبیر خانه ندارنند اما برای ریاست همانند جنگ جهانی دوم جنگ می شود… پس اسناد و مدارک و پی گیریهای این شورای شهرستان و بخش ها کجا بایگانی می شود….

ادامه  دارد … اسماعیل اسدی دارستانی کارشناس حقوق بین الملل خصوصی

  
+ نوشته شده در  شنبه بیستم مهر ۱۳۹۲ساعت 3:52  توسط دکترمحمد علي هالو  |